پنج ایده اساسی برای یک نظام بهتر برنامه ریزی

پنج ایده اساسی برای یک نظام بهتر برنامه ریزی

در ۱۵ شهریور | مجموعه علمی آموزشی, مقالات | توسط | دیدگاه بدون دیدگاه

خلاصه سیاست‌ها: پنج ایده اساسی برای یک نظام بهتر برنامه ریزی

چرا به تغییر اساسی نیاز است

نظام برنامه ریزی در طول پنج سال گذشته تغییر قابل توجهی کرده است. برنامه ریزی منطقه ای منسوخ شده و تأکید بر کوچک‌ترین سطح، یعنی “محله” قرار گرفته است. راهنمای سیاست‌ها از طریق یک چهارچوب سیاست واحد برنامه ریزی ملی (NPPF) انجام می‌شود که به عنوان بخش کوچکی از برنامه فضایی کلی برای یک کشور در نظر گرفته می‌شود. این سیستم، برنامه ریزی منطقه ای و محلی را به هم متصل نمی‌کند و ابزارهای برنامه ریزی به نفع توسعه شهری متکی بر بازار تعیین می‌شوند.

یک انتقاد فزاینده وجود دارد که این سیستم فاقد هدایت راهبردی است و برای این هدف مناسب نمی‌باشد. با در نظر گرفتن راهنمایی مداوم دولتی که همراه با بودجه‌های کاهش یافته مسئولین می‌باشد، حالا وقت آن فرا رسیده که خواستار یک رویکرد پیشرفته برای وصول به یک آینده پایدار باشیم.

ایده‌های اساسی پنج گانه برای تغییر، شامل یک مجموعه هستند که باید به طور کلی به کار گرفته شوند و همراه هم می‌توانند به نتایج بهتر اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی منجر شوند. این موارد به وسیله یک موضوع سیاست موضعی در هر مورد، نشان داده شده‌اند:

1- برنامه ریزی باید برای رفاه باشد، نه فقط برای رشد

رفاه باید اصل کلیدی برنامه ریزی باشد. برنامه ریزی نیازمند کشف اهداف اصلی در رابطه با تأمین عدالت و گسترش رفاه جمعی است. این جریان باید ارتباط خود را با میزان محدود تولید ناخالص داخلی قطع کند، زیرا به چگونگی افزایش درآمدهای مشارکتی، یا اینکه این درآمدها از کجا آمده یا دارای چه تأثیرات زیست محیطی منفی می‌باشند، توجهی نمی‌کند. این جریان نباید متکی بر یک نظریه “بی اعتبار” یا این فرضیه باشد که بودجه تمام کالاهای عمومی می‌تواند از منافع توسعه بخش خصوصی، بهره مند گردد.

این جریان برای باغ شهرها چه معنایی دارد؟

  • موقعیت آن‌ها فقط به وسیله عوامل اقتصادی یا دسترسی زمین به بازار تعیین نخواهد شد.
  • موقعیت به وسیله عواملی مثل پتانسیل برای زندگی پایدار تعیین می‌شود.
  • آن‌ها به ارائه یک محیط زیست محلی با کیفیت بالا در مناطق نیازمند به خانه سازی و همچنین در مناطق با تقاضای بازار می‌پردازند.
  • این مناطق توسط توسعه‌های خانه سازی بخش خصوصی، تحت سلطه قرار نمی‌گیرند، بلکه به تمام بخش‌های جامعه در مراحل خانه سازی و نیازهای اجتماعی توجه می‌کنند.
  • طراحی خوب به حمایت از سبک‌های زندگی با آلودگی کم، مدیریت آب پایدار و افزایش شرایط تنوع زیستی می‌پردازد.

اصول کلیدی برای برنامه ریزی:

  • برنامه ریزی باید به دنبال ارائه کیفیت در محیط‌های شهری و روستایی به موازات اهداف عمومی گسترده باشد؛ سیستمی که برای کسب سود جهت گیری شده، نمی‌تواند این اصل را تأمین نماید.
  • برنامه ریزی باید به دنبال توسعه شهر و اقتصادهای منطقه ای قوی باشد و با هدف دستیابی به جامعه عادلانه تر و تسهیل انتقال به آینده زیست محیطی پایدار، از طریق کاهش انتشار کربن، سازگاری با شرایط آب و هوایی، و ایجاد حداقل ضایعات در استفاده از منابع طبیعی اقدام نماید.
  • برنامه ریزی باید به طور آزادانه انجام شود که از طریق مشارکت جوامع گوناگون در گفتگوهای کامل و آزاد انجام می‌گیرد؛ این اصل باید در تمام مقیاس‌ها و برای تمام ذی نفعان رعایت شود.
  • سیستم برنامه ریزی باید کاملاً هماهنگ با طیف ابزار و منابع مورد نیاز باشد تا به کارگیری مؤثر سیاست‌ها و برنامه‌های مورد توافق را امکان پذیر نماید.

2- قدرت‌های برنامه ریزی باید به طور کلی واگذار شوند

حصول اطمینان از سیستم برنامه ریزی مشروع، یک نگرانی مداوم به شمار می‌رود. عدم تمرکز واقعی قدرت‌های برنامه ریزی یک نظام مردم سالار باید مورد تجدید نظر قرار گرفته و به شکل مستقیم، مشارکتی و معرف دموکراسی در آید. این جریان شامل حرکت از نظام موقت مبتنی بر قرارداد است که به تعیین روابط محلی– مرکزی فعلی می‌پردازد که در مسیر شکیبایی و چهارچوب پایدار مبتنی بر اصل همکاری هستند.

موضوعاتی که بر انگلستان اثر می‌گذارند، دارای ابعاد ملی، منطقه ای و محلی هستند و تمام این موارد باید بر سامانه برنامه ریزی اثر بگذارند. نیاز مداومی به اقدامات زیر وجود دارد:

  • تنظیم یک چارچوب ملی از طریق یک برنامه فضایی برای مسائل کلیدی مثل اقتصاد متعادل، تأمین خانه سازی و زیر ساخت‌ها، و واکنش به تغییرات آب و هوایی.
  • به رسمیت شناختن حق مردم سالاری شهرها و مناطق برای شکل دادن به مسیرهای آینده.
  • داشتن چارچوب‌های منطقه ای و شهری برای موضوعات راهبردی بر مبنای تصمیم سازی مردم سالارانه.

این جریان برای کمربندهای سبز چه معنایی دارد؟

  • جوامع قادر خواهند بود تشخیص دهند که چگونه زمین باید در مناطق و محلات آن‌ها استفاده شود تا به تطبیق و تغییر رشد شهری منجر شود.
  • توانایی تعیین زمین جدید برای محافظت از توسعه، در صورتی که کمربند سبز فعلی برای توسعه شهر، مناسب تشخیص داده شده باشد.
  • بحث کامل و آزاد درباره نیازها و تقاضاهای توسعه زمین و اینکه چگونه فضای باز باید ایجاد گردد.
  • تغییر در تأکید بر حفاظت و مراقبت از کمربند سبز و توسعه با کمک هزینه‌های اختصاص یافته برای تأمین مجموعه ای از نیازهای مهم شهری و منطقه ای.

3- برنامه ریزی باید منافع قانونی را به رسمیت بشناسد

یک نظام برنامه ریزی خوب باید در ارائه توسعه و زیر ساخت مناسب در مکان‌های مناسب و زمان‌های دقیق، حالتی فعال داشته باشد و یک رویکرد مثبت و مشارکتی را برای ارائه دیدگاه‌ها برای آینده در نظر بگیرد. ولی برنامه ریزی همچنین باید از قدرت قانونی برای اجرای سیاست‌ها، جلوگیری از آسیب، و کنترل موارد خارجی بهره ببرد و منافع اجتماعی و زیست محیطی را به حداکثر برساند.

مقررات اجازه محافظت از امکانات و مراقبت از محیط زیست را می‌دهد. بدین ترتیب، برنامه ریزی می‌تواند به ارتقای کیفیت توسعه، که در حال حاضر به دلیل سرپیچی از قانون جلویش گرفته شده، بپردازد. گذشته از این، روش مذکور باید باعث توانمند تر نمودن مقامات محلی برای ساخت مسکن ارزان قیمت در محلات پر تراکم گردد و بدین ترتیب موفق به تأمین برنامه‌های راهبردی مناسب برای مراکز شهری گردند.

مقررات برنامه ریزی، مانعی برای رشد اقتصادی نیستند همانطور که مدارک مستند در سال 2014 نشان دادند که با 88 درصد از برنامه ریزی‌ها موافقت شد. در عوض مقررات برنامه ریزی به عنوان یک سیستم، تضمین می‌کنند که توسعه دهندگان موفق به تأمین استانداردهای توافق شده گردند و باعث توانا ساختن برنامه ریزان برای بحث درباره بهبود طرح‌های مربوط به منافع عمومی می‌شوند.

این جریان برای مقابله با بحران مسکن چه معنایی دارد؟

  • توانایی برنامه ریزان برای تأثیرگذاری بر ماهیت توسعه جدید، به عنوان یک مشارکت مثبت محسوب می‌شود، بجای آنکه “مانعی برای رشد” تلقی گردد.
  • مسئولین محلی قادرند که به تضمین شرایط ارائه مسکن مقرون به صرفه در تمام بخش‌های توسعه جدید بپردازند.
  • مقررات تکمیل کننده برنامه جدید شورای خانه سازی، به مسئولین محلی اجازه می‌دهد که به برنامه ریزی مؤثر برای تأمین نیازهای خانه سازی در محلاتشان بپردازند.
  • توسعه دهندگان از افزایش شفافیت، سادگی و اطمینان در سیستم برنامه ریزی، ناشی از سیاست‌های نظارتی آشکار سود می‌برند.

4- اصلاحات ارضی ضروری است، از جمله مالکیت زمین محلی و کسب ارزش زمین

از زمان ملی کردن حق توسعه در 1947، منافع اقتصادی توسعه به طور روزافزونی دراختیار مالکین خصوصی زمین قرار گرفت، و یک فرسایش تدریجی در برنامه ریزی عمومی به وجود آورد، و “حقوق مجاز توسعه” زیادی به همان مالکین قبلی برگردانده شد.

جاه طلبی‌های سال 1947 تمام شده است اما سیستم برنامه ریزی که در سراسر جهان شناخته و به کارگیری شد، در حال حاضر عملاً مشکل دار است. برای تغییر این وضعیت، سه اتفاق باید روی دهد:

  • نیاز به تکرار مالکیت جمعی در حقوق توسعه در انگلستان احساس می‌شود.
  • مکانیزم های موثرتر و پایدارتر باید معرفی شوند تا به جذب و مشارکت در استفاده از منابع زمین موفق گردیم.
  • اصلاحات زمین، مورد نیاز هستند تا جوامع را قادر سازند و در جایی که مناسب است، کنترل مستقیم دارایی‌های زمین محلی به منظور توسعه و رشد جامعه وجود داشته باشد.

این جریان برای مکان سازی و سیستم‌های زیرساختی حمل و نقل چه معنایی دارد؟

  • مکانیزم هایی برای ایجاد فرصت‌های جدید به منظور سرمایه گذاری به موقع در زیر ساخت‌ها و سرمایه گذاری گسترده تر در مکان سازی
  • کنترل بیشتر بر مالکیت زمین در سطح محلی و سرمایه گذاری‌های منطقه ای برای زیر ساخت حمل و نقل عمومی که از طریق جذب ارزش زمین ایجاد شده‌اند.
  • پتانسیل بیشتر برای ایجاد سکونتگاه‌های شهری که منجر به تأمین نیازهای جوامع در حالی که به محیط زیست احترام می‌گذارند، می‌شود.
  • امکان بیشتر برای برنامه ریزی موقعیت‌های جدید توسعه شهری و تشویق الگوهای پایدارتر سفر و همچنین سکونتگاه‌های موفق اجتماعی
  • اولویت‌های محلی مثل مسیرهای امن دوچرخه سواری یا طیف وسیعی از دارایی‌های جامعه که به طور مناسبی فراهم شده‌اند.

5. سیستم برنامه ریزی باید مردم سالار باشد

سیستم برنامه ریزی- از طریق برنامه ریزی فضایی در مقیاس‌های ملی، منطقه ای و محلی، تنظیم پیشنهاد های توسعه و پیشنهادات فعال برای توسعه جدید- فقط اگر مردم سالار باشد می‌تواند در مسیر منافع عمومی عمل کند.

اطمینان از مشارکت کامل جوامع محلی، در کنار ورودی‌هایی (پرداخت‌هایی) از سوی ذی نفعان اصلی، ضروری است. این جریان باید به وسیله تصمیم سازی شفاف، کامل شود و نیازمند اقدامات زیر است:

  • بودجه‌های بخش برنامه ریزی، کمک‌های مالی جامعه و تحصیل برنامه ریزان، باید همگی انعکاس دهنده مشارکت جوامع باشد که نیازمند مهارت‌ها، زمان، تعهد و منابع است.
  • گرایش برای برنامه ریزی محله ای فقط برای منفعت جوامعی است که از قبل، نتایجی در نابرابری “داشته‌اند” یا “می‌توانند” داشته باشند؛ راهبردهای مشارکتی که فعالانه به مشخص کردن محلات حاشیه ای و تشویق تنوع بیشتر نظرات می‌پردازند، می‌توانند به تعادل این روش کمک نمایند.
  • تضاد بین دیدگاه‌های مختلف محلی، اجتناب ناپذیر است ولی یک روش مردم سالار از برنامه ریزی محلی، می‌تواند در جهت پاسخگویی به منافع عمومی مجهز شود.
  • علاوه بر همه این موارد، سیستم برنامه ریزی باید به قانع نمودن جوامع محلی به باور کردن توانایی‌هایشان در جهت ارائه اصلاحات شهری در راستای منافع جمعی بپردازند.

این جریان برای برنامه ریزی محله ای چه معنایی دارد؟

  • دولت‌های محلی با دسترسی به بودجه مناسب و اختصاصی برای حمایت از جوامع محروم در آماده سازی برنامه‌های محله، اقدام می‌نمایند.
  • سیاستمداران محلی و سازمان‌های اجتماعی و مردم نهاد، برای استفاده از فرصت‌ها به منظور مشارکت کامل در بحث آزاد راجع به نیازهای توسعه و همکاری در سطح منطقه ای و محلی، اقدام می‌کنند.
  • سازمان‌های تخصصی و مربیان برنامه ریزی، دارای اولویت‌هایی در بهبود مهارت‌های لازم برای حمایت از مشارکت جوامع در تمام مقیاس‌ها می‌باشند.

خلاصه

  • برنامه ریزی باید به دنبال ارائه کیفیت در محیط‌های شهری و روستایی به موازات اهداف عمومی گسترده باشد؛ سیستمی که برای کسب سود جهت گیری شده، نمی‌تواند این اصل را تأمین نماید.
  • برنامه ریزی باید به دنبال توسعه شهر و اقتصادهای منطقه ای قوی باشد و با هدف دستیابی به جامعه عادلانه تر و تسهیل انتقال به آینده زیست محیطی پایدار، از طریق کاهش انتشار کربن، سازگاری با شرایط آب و هوایی، و ایجاد حداقل ضایعات در استفاده از منابع طبیعی اقدام نماید.
  • برنامه ریزی باید به طور آزادانه انجام شود که از طریق مشارکت جوامع گوناگون در گفتگوهای کامل و آزاد انجام می‌گیرد؛ این اصل باید در تمام مقیاس‌ها و برای تمام ذی نفعان رعایت شود.
  • سیستم برنامه ریزی باید کاملاً هماهنگ با طیف ابزار و منابع مورد نیاز باشد تا به کارگیری مؤثر سیاست‌ها و برنامه‌های مورد توافق را امکان پذیر نماید.

پیشینه

این سند توسط اعضای مدرسه برنامه ریزی بارلت. یو.سی.آل. در گفتگو با همکارانشان تهیه شده و نتیجه بحث‌ها و گفتگوهای مداوم است. این دیدگاه جمعی ماست که آینده سیستم برنامه ریزی، نیاز به بحث فوری دارد که در داخل احزاب سیاسی و در سراسر جامعه به عنوان یک کل انجام شود. فقط بدین ترتیب است که عدم توافق‌ها درباره مسائل مهم می‌توانند حل شوند. در این بحث ورودی مدارک علمی، دانش اقدامات بین المللی، ارزیابی سیاست‌های قبلی و تأثیرات آن‌ها، و چهارچوب‌های جایگزین و توضیحات مربوطه همگی نقش مهمی به عهده دارند. این چیزی است که ما توصیه و پیشنهاد می‌نماییم.

FavoriteLoadingاضافه کردن به لیست علاقه مندی ها

FacebookTwitterGoogle+PinterestLinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

« »

Scroll to top