نظریه جذابیت شهری

نظریه جذابیت شهری

در ۲۶ اردیبهشت | مجموعه علمی آموزشی, مقالات | توسط | دیدگاه بدون دیدگاه

نظریه جذابیت شهری

 پایه و اساس نظریه جذابیت شهری ، دو موضوع مهم است:

  1. مردم: تفاوت بین یک مکان که احساس “زنده بودن” دارد و یک مکان “مرده”، به دلیل حضور مردمی است که در آن مشغول فعالیت هستند.
  2. مکان: که به ندرت در طول تاریخ دارای “فرم کالبدی مناسب” بوده (وشاید هیچ وقت نبوده)، تنها نقش جدی در احیای یک جامعه موفق را دارا بوده است.

 متأسفانه جامعه برنامه ریزی، طراحی و توسعه، در واژه “فرم” غرق شده اند. از آن جایی که دلیل اصلی وجود یک مکان موفق، “مردم” هستند، بنابراین برنامه ریزان، طراحان و توسعه دهندگان نیاز دارند در ابتدای کارشان با “مردم” شروع کنند. فرم بایستی به عنوان یک ظرف حمایت کننده برای زندگی شهری در نظر گرفته شود که نیازمند تطبیق یافتن با فعالیت های مطلوب، و دارا بودن یک شخصیت جذاب خیالی برای گروه فعالیتی مرتبط و اصلی باشد (اضافه مترجم: فرم کالبد بایستی نشان از کارکرد و عملکرد مرتبط داشته باشد).

 مردم با یکدیگر فرق دارند و لذا اینکه بر جذب و علاقه مند نمودن و حضور مردم تأکید داشته باشیم، به چه معنا است؟ و اصولأ منظورمان کدام مردم هستند؟

 جذابیت های شهری بر “خرده فرهنگ های فعالیت گرا” متمرکز هستند، یعنی گروه های کوچکی که در علاقمندی به یک نوع فعالیت خاص سهیم می باشند و دوست دارند در فعالیت های مشابه با آن به صورت عمومی و یا نیمه عمومی تعامل داشته باشند، مثل:

  • “علاقمندان به غذا” که عاشق گردهمایی برای وقایع مربوط به غذا هستند.
  • مشتاقان موتورسیکلت که برای وقایعی که به نمایش موتور سیکلت ها می پردازند، گرد هم می آیند.
  • کوهنوردان درکنار هم جمع می شوند تا در اتفاقات مربوط به کوهنوردی شرکت نمایند.
  • اسکیت بورد سواران برای رویدادها و مسابقات مرتبط جمع می شوند.
  • هواداران از راههای دور و نزدیک می آیند تا در “گردهمایی نمایش و درخشش خودروها” شرکت کنند.
  • و …..

 وقتی این گروه ها جمع می شوند تا آنچه را که دوست دارند به صورت نمایشی انجام دهند، ما در اطراف آنها جمع می شویم و آنها را تماشا می کنیم و پس از آن شاید دوست داشته باشیم که به جمع آنها وارد شویم. زیرا از نگاه کردن به زندگی واقعی که در جلوی چشمانمان جریان دارد، احساس زنده بودن بیشتری می کنیم و خود را با شهرمان، مرتبط تر احساس می نماییم.

 شما به کدامیک از فعالیت های خرده فرهنگ ها تعلق دارید؟

 آیا شما می توانید مکان خاصی را در شهرتان تصور کنید که بطور کامل مربوط به فعالیت خرده فرهنگی شما باشد؟

نظریه جذابیت شهری

نظریه جذابیت شهری

 نمونه هایی از جذابیت های شهری

 جزیره گرانویل بهترین نمونه اخیر در رابطه با موفقیت حوزه های مختلف در غرب کاناداست، زیرا دارای سه حوزه در یک مکان می باشد:

  • بخش غذایی:

جزیره گرانویل امکان خرید انواع مواد غذایی را فراهم می کند، غذاهایی که در آنجا تولید یا پخته می شوند؛ کلاس های آشپزی در جزیره وجود دارند، مواد غذایی همیشه در عرصه های عمومی آن ارائه می شود، بطوریکه بازار عمومی آن بصورت یک نماد درآمده است، و بسیاری از وقایع مربوط به مواد غذایی در این جزیره اتفاق می افتند ( بازار آن شبیه یک نمایشگاه دائمی مواد غذایی است).

  • بخش دریایی:

جزیره گرانویل امکان خرید تمام لوازم مربوط به قایق ها را دارد، قایق ها در محدوده های مختلف جزیره ساخته می شوند، بسیاری از دوره های آموزشی مربوط به قایقرانی یا ساخت قایق درآن ارائه می گردد، طراحی شهری آن تا حد زیادی در رابطه با معماری و فرم های دریایی است. وقایع مربوط به قایقرانی نیز درتمام طول سال در این جزیره اتفاق می افتند.

  • بخش هنری و نمایشی:

جزیره گرانویل بسیاری از خرده فروشی های آثار هنری را ارائه می کند و بهترین فروشگاه های لوازم هنری را داراست، استودیو های هنری در آن فراوانند و بازدید کنندگان می توانند آثار هنری را در حالیکه ساخته می شوند ببینند، مدرسه هنری “امیلی کار” و مدرسه “چتر هنرها” به ارائه دوره های بسیار قوی آموزشی در هنر و نمایش می پردازند، هنر در همه جا قابل مشاهده است- در ساختمان ها و مناظر. همچنین نمایشگاه های منظم و نمایش های هنری در تمام طول سال برگزار می شوند.

 یکی از نقاط قوت این جزیره، حضور تمام این حوزه ها و بخش ها در یک مکان است. این موفقیت نمی توانست بدون حضور این سه بخش و بدون نقاط قوت ها آنها بدست آید.

FavoriteLoadingاضافه کردن به لیست علاقه مندی ها
FacebookTwitterGoogle+PinterestLinkedIn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

« »

Scroll to top