آیین نامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله

در ۱۵ بهمن | مجموعه ایمنی و استحکام بنا, قوانین مدیریت شهری | توسط | دیدگاه بدون دیدگاه

آیین نامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله
‌هیأت وزیران در جلسه مورخ 17/9/1378 بنا به پیشنهاد مشترک وزارتخانه‌های مسکن و شهرسازی و کشور (‌موضوع نامه شماره 1689.10002‌مورخ 31/3/1378) به استناد ماده (33) قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان ـ مصوب 1374 ـ تصویب نمود:
‌آیین نامه طراحی ساختمان در برابر زلزله که به شرح پیوست توسط وزارت مسکن و شهرسازی تدوین شده است در محدوده محل هایی که هرگونه‌ساخت و ساز در آنها مستلزم اخذ پروانه ساختمانی از مراجع قانونی مربوط می‌باشد لازم الاجرا است .

‌شهرداریها و سایر مراجع صدور پروانه و کنترل و نظارت بر اجرای ساختمانها و همچنین مالکان، کارفرمایان و مجریان ساختمان و صاحبان حرفه‌های‌مهندسی ساختمان ملزم و موظف به رعایت این تصویبنامه در حوزه شمول تعیین شده می‌باشند. ‌این متن جانشین تصویبنامه شماره .119138 ت 969 مورخ 27/12/1367 می‌شود.

حسن حبیبی ـ معاون اول رییس جمهور

تعاریف اثر∆ـ p :p ـ Delta Effectاثر ثانوی بر روی برش ها و لنگرهای اجزاء قاب است که بواسطه عملکرد بارهای قائم بر روی سازه تغییر شکل یافته ایجاد می شود. اتصال خورجینی :نوعی اتصال تیر به ستون که درآن تیرها از دوطرف ستون عبور می نمایند وهر تیر با دونبشی از بالا وپائین به ستون وصل شده است . برش پایه :Base Shear مقدار کل نیروی جانبی ویا برش طرح درترازپایه. بناهای ضروری :Essential Facilities آن دسته از بناهائی است که لازم است پس از وقوع زلزله قابل بهره برداری باقی بمانند. برش طبقه:Store Shear مجموع نیروهای جانبی طراحی در ترازهای بالاتر از طبقه مورد نظر. تراز پایه : Baseترازی است که فرض می شود درآن تراز حرکت زمین به سازه منتقل می شود یا بعنوان تکیه گاه سازه درارتعاش دینامیکی محصوب می شود. تغییر مکان نسبی طبقه: Store Driftتغییر مکان جانبی یک کف نسبت به کف پائین آن . دیافراگم:Diaphragm سیستمی افقی ویا تقریباُ افقی است که نیروهای جانبی را به اجزاء مقاوم قائم منتقل می نماید.این سیستم می تواند مهاربندی های افقی را نیز شامل شود. دیوار برشی : Shear Wallدیواری است که برای مقاومت دربرابر نیروهای جانبی که در صفحه دیوار عمل می کنند، طراحی شده است و به آن دیافراگم قائم نیز گفته می شود. روانگرائی : Liquefactionحالتی از دگرگونی وتغیر مکان همراه با کاهش شدید مقاومت درزمینهای تشکیل شده از خاکهای ماسه ای نامتراکم اشباع می باشد که بر اثر وقوع زلزله رخ می دهد. سختی طبقه:برابر جمع سختی جانبی اعضاء قائم باربر جانبی است .برای محاسبه این سختیها می توان تغییر مکان جانبی واحدی را در سقف طبقه مورد نظر وارد کرد در حالتی که کلیه طبقات زیرین بدون حرکت باقی بمانند. سیستم دیوارهای باربر:Bearing Wall Systemسیستم سازه ای است که فاقد یک قاب فضاِئی کامل برای بردن بارهای قائم می باشد. دیوارهای باربر و یا سیستم های مهاربندی عمده بارهای قائم را تحمل می کنند. مقاومت در برابر نیروحای جانبی با دیوارهای برشی و یا قابهای مهاربندی شده تأمین می شود. سیستم قاب ساختمانی ساده: :Bearing FrameSystem سیستمی است که در ان بارهای قائم بطور عمده توسط قابهای فضائی ساده تحمل میشود و مقاومت در برابر نیروهای جانبی با دیوارهای برشی و یا قابهای مهاربندی شده تأمین می شود سیستم دوگانه یا ترکیبی:ِDual System سیستمی است متشکل از قابهای خمشی ویژه یا متوسط همراه با دیوارهای برشی یا مهاربندی ها برای مقاومت در برابر نیروهای جانبی .در این سیستم بخش عمده بارهای قائم بوسیله قابها تحمل شده و بارهای جانبی با مجموعه دیوارهای برشی و مهاربندها و قابها به نسبت سختی جانبی هر یک تحمل میشوند. سیستم مهاربندی افقی:Horizontal Bracing Systemسیستم خرپایی افقی که عملکردی همانند دیافراگم دارد. سیستم باربر جانبی:Lateral Force Resisting Systemقسمتی از کل سازه است که به منظور تحمل بارهای جانبی تعبیه شده است. شکل پذیری:ِDuctilityقابلیت جذب و اتلاف انرژی و حفظ تاب باربری یک سازه هنگامیکه تحت تأثیر تغییر مکانهای غیر خطی چرخه ای ناشی از زلزله قرار می گیرد. طبقه: Storeفاصله بین کفها .طبقه i، زیر کف i واقع است . طبقه نرم: Store Soft طبقه ای است که سختی جانبی آن کنتر از 70درصد سختی جانبی طبقه روی خود ویا کمتر از 80 درصد متوسط سختیهای سه طبقه روی خود است . طبقه ضعیف:Weak Storyطبقه ای است که مقاوت جانبی آن نسبت به طبقه بالای آن کمتز از 80درصد باشد. قاب مهار بندی شده: Braced Frameسیستمی به شکل خرپای قائم است از نوع هم محور ویا برون محور که از آن برای مقاومت دربرابر نیروهای جانبی استفاده می شود. قاب قاب مهار بندی شده هم محور:Concentric Braced Frameقاب مهار بندی شده ای است که درآن اعضای عمدتاُ تحت اثر بارهای محوری می باشند. قاب مهار بندی شده برون محور: Eccentric Braced Frameنوعی قاب مهاربندی شده فولادی است که اعضای آن متقارب نبوده وبراساس ضوابط ویژه مندرج درآئین نامه های معتبر طراحی شده است . قاب خمشی: Moment Resisting Frame قابی است که درآن رفتار اعضاء واتصالات عمدتاُ خمشی باشد قاب خمشی متوسط:Intermediate Moment Resisting Frameقابی است بتونی که مطابق ضوابط بند (20 ـ 4) ایین نامه بتن ایران (سازه های با شکل پذیری متوسط) طراحی شده باشد. قاب خمشی معمولی:Ordinary Moment Resisting Frameقابی است خمشی که دارای جزئیات خاص برای رفتارشکل پذیری نمی باشد. قاب خمشی ویژه: Special Moment Resisting Frameقابی خمشی که دارای جزئیات خاص برای رفتار شکل پذیری می باشد. مرکزسختی:Center of Rigidityمراکز سختی (صلبیت) برای یک سازه چند طبقه (بافرض رفتارالاستیک خطی) عبارتند از نقاطی درسطوح طبقات که وقتی برآیند نیروهای جانبیحاصل از زلزله درآن نقاط فرض شوند، چرخشی درهیچیک از طبقات سازه اتفاق نمی افتد. مقاومت :Strengthظرفیت نهایی یک عضو برای تحمل نیروهای وارده. نسبت تغییر مکان طبقه:Story Drift Ratioنسبت تغییر مکان نسبی طبقه به ارتفاع طبقه. علائم

A شتاب مبنای طرح
B ضریب بازتاب ساختمان
BP ضریب بازتاب برای قطعات الحاقی
C ضریب زلزله
D عرض ساختمان
d اندازه پیش آمادگی ساختمان های با مصالح بنائی مطابق شکل 3 فصل 3
di ضخامت لایه i خاک
eaj برون مرکزی اتفاقی طبقه j
eij فاصله افقی مرکز سختی طبقه i ومرکز جرم تراز j
Fj نیروی جانبی درتراز j
FP نیروی جانبی وارد به دیافراگم درتراز i
Ft نیروی جانبی اضافی در ترازبام
Fv مؤلفه نیروی قائم زلزله درطره ها وبالکن ها
g شتاب ثقل
H ارتفاع کل ساختمان نسبت به ترازپایه
H* حداثر ارتفاع مجاز ساختمان از تراز پایه در مناطق با خطر نسبی زیاد
hi ارتفاع تراز i از تراز پایه
H ضریب اهمیت ساختمان
L طول ساختمان
I اندازه پیش آمدگی ساختمان درساختمانهای با مصالح بنائی مطابق شکل 3 فصل3
Mi لنگر پیچشی درطبقه i
n تعداد طبقات ساختمان از تراز پایه به بالا
R ضریب رفتار سازه
Rv ضریب رفتار عضو برای مؤلفه قائم نیروی زلزله
T زمان تناوب اصلی نوسان سازه در جهت مورد نظر
Tm زمان تناوب سازه برای مدار تعاشی m ام
To عددی که بر حسب نوع زمین تعیین می شود
V کل نیروی جانبی طرح یا برش طرح درتراز پایه
Vs میانگین سرعت موج برشی لایه های خاک
Vser کل نیروی جانبی یا برش پایه درزلزله سطح بهره برداری
Vsi سرعت موج برشی لایه i خاک
W وزن قابل ارتعاش ساختمان
Wi آن قسمت از وزن قابل ارتعاش ساختمان کدرتراز درتراز i واقع شده است.
Wi وزن دیافراگم وقطعات مرتبط با آن درسطح i
Wp وزن یک طره (شامل قسمتی از سربار)
Wp وزن یک عضو یا قطعه الحاقی (شامل قسمتی از سربار)

فصل اول ـ کلیات

1 ـ 1 هدف هدف این آیین نامه تعیین حداقل ضوابط ومقررات برای طرح واجرای ساختمانها دربرابر اثرهای ناشی از زلزله است بطوریکه:الف: با حفظ ایستائی ساختمان درزلزله های شدید، تلفات جانی به حداقل برسد. ب : ساختمانهای بااهمیت «اهمیت زیاد» (مطابق گروه 1 دربند1 ـ 5) درزمان وقوع بارهای خفیف ومتوسط زلزله وبعدازآنها قابلیت بهره برداری خود راحفظ نمایندودرسایر ساختمانها خسارت سازه ای وغیر سازه ای به حداقل برسد. پ : «بناهای ضروری» (مطابق دسته الف گروه 1 دربند1 ـ 5) پس از وقوع زلزله های شدید بدون آسیب عمده سازه ای قابل استفاده باقی بماند. با رعایت آیین نامه انتظار می رودساختمانهادربرابر زلزله های خفیف ومتوسط بدون وارد شدن آسیب عمده سازه ای ودربرابر زلزله های شدید بدون فروریختن، قادر به مقاومت باشند.

1 ـ 2 حدودکاربرد

1 ـ 2 ـ 1 این آیین نامه برای طرح واجرای ساختمانهای بتن آرمه، فولادی، چوبی وساختمانهای با مصالح بنادی بکار می رود.

1 ـ 2 ـ 2 ـ ساختمانهای زیر مشمول این آیین نامه نیستند

الف ـ ساختمانهای خاص مانند سدها، پلها، اسکله ها وسازه های دریائی ونیروگاههای هسته ای .درطرح ساختمانهای خاص باید ضوابط ویژه ای که درآیین نامه های مربوط به هریک از آنها برای مقابله با اثرهای زلزله تعیین می شود رعایت گردد.ولی در هر حال شتاب مبنای طرح آنها نباید کمتر از مقدار مندرج دراین آیین نامه برای منطقه مورد نظر باشد، مگر آنکه مطالعات خاص لرزه خیزی در ساختگاه سازه انجام شود که در اینصورت نتیجه آن مطالعات ملاک عمل خواهد بود. لیکن دراین صورت نیز برای اینگونه ساختمانها، مقادیر طیفی طرح ویژه ساختگاه نباید از? مقادیر طیف طرح استاندارد مندرج دراین آیین نامه کمتر باشد.

ب ـ بناهای سنتی که با گل ویا خشت ساخته می شوند.این نوع بناها به علت ضعف مصالح مقاومت چندانی در برابر زلزله ندارند وبطور کلی باد از احداث آنها خودداری گرددولی چنانچه در نواحی دوردست که فراهم آوردن مصالح مقاوم گران به کار گیری عناصر مقاوم چوبی، فلزی، بتونی و یا ترکیبی از آنها طوری تقویت شوند که دربرابر زلزله بطور نسبی حائز ایمنی گردند.

1 ـ 2 ـ 3 ساختمانهای آجری مسلح وساختمانهای بلوک سیمانی مسلح که درآنها مصالح بنائی برای تحمل فشار واز میلگردهای فولادی برای تحمل کشش استفاده می شود مشمول ضوابط ومقررات فصل دوم این آیین نامه می باشند.طراحی سازه ای اینگونه ساختمانها تا زمانیکه آیین نامه ویژه ای درمورد آنها تدوین نگردیده باید منطبق بر آیین نامه معتبر یکی از کشورهای دیگر باشد، درغیر این صورت ضوابط کلی ومقررات مربوط به ساختمانهای با مصالح بنائی غیر مسلح مندرج در فصل 3 این آیین نامه باید درمورد این ساختمانها نیز رعایت گردد.

1 ـ 2 ـ 4 بطور کلی باید از احداث ساختمان درمجاورت گسلهای فعال ومحل هائی که احتمال به وجود آمدن شکستگی درسطح زمین هنگام زلزله وجود دارد، اجتناب شود.درمواردی که احداث ساختمان درچنین مکانهائی اجتناب ناپذیر باشد، علاوه بررعایت این آیین نامه باید تمهیدات ویژه ای که کارشناسان مشخص می کنندمنظور شود.

1 ـ 3 ملاحظات ژئوتکنیکی

1 ـ 3 ـ 1 درزمینهائی که ممکن است بر اثر زلزله دچار ناپایدارهای ژئوتکنیکی نظیر روان گرائی درخاکهای ماسه ای سست، نشست زیاد، زمین لغزش، سنگ ریزش یا پدیده های مشابه گردد، ویا زمین متشکل از خاک رس حساس باشد، توصیه می شود امکان ساخت وشرایط لازم برای احداث بنا با استفاده از مطالعات صحرائی وآزمایشگاهی ویژه، انجام شود. بویژه توصیه اکید می شود که درمواردزیر به مسئله روانگرائی توجه خاص مبذول گردد:

الف ـ زمینهائی که سابقه روانگرائی دارند.

ب ـ زمینهائی که ازنوع خاک ماسه ای نامتراکم، اعم از تمیز،لای دار، شن داربوده وتر از سطح آب زیزمینی نسبت به سطح زمین کمتر از حدود 10متر باشد.رعایت این بند برای ساختمان های با«اهمیت زیاد» ضروری است.

تبصرهـ درشرایط متعارف ودرمناطقی که زمین متشکل است از خاک مستعدروانگرائی ویا خاک رس حساس نباشد ومیانگین شیب آن کمتر از 10 درجه بوده و شواهدی دال بر حرکت زمین در منطقه وجود نداشته باشد انجام مطالعات ویژه فوق مورد نیاز نمی باشد.

1 ـ 3 ـ 2 برای احداث ساختمان دردامنه ویا پای شیبهای طبیعی باید از انجام خاکبرداریهائی که همراه با تمهیدات لازم پایدارسازی نباشد اجتناب نمود.هر گونه بارگذاری ازجمله خاکریزی بر روی دامنه ویا درنواحی فوقانی شیب نیز باید همراه با تمهیدات لازم برای تأمین پایداری کلی شیب باشد.

1 ـ 4 ضوابط کلی درطرح واجرای ساختمانها باید ظوابط زیر رعایت گردند:

الف ـ کلیه عناصر باربر ساختمان باید به نحوی مناسب به هم پیوسته باشندتادرهنگام وقوع زلزله عناصر مختلف از یکدیگرجدانشده وساختمان بطور یکپارچه عمل کند بخصوص درمورد سقف، علاوه برآنکه باید اتصال آن به عناصر قائم باربر ـ قاب ویادیوارها ـ تأمین شده باشد لازم است سقف با حفظ انسجام خود بتواند مثل یک دیافراگم نیروهای ناشی از زلزله رابه عناصر قائم منتقل کند.

ب ـ ساختمان باید درهردوامتداد عمود بر هم قادر به تحمل نیروهای افقی ناشی اززلزله باشد ودرهر یک از این امتدادها نیز باید انتقال نیروهای افقی به شالوده بطوری مناسب صوذت گیرد.

پ ـ برای حذف ویاکاهش خسارت وخرابی ناشی از ضربه ساختمانهای مجاور به یکدیگر باید ساختمانهایی که دارای ارتفاع بیش از 12 متر ویادارای بیش از 4 طبقه هستند به وسیله درز انقطاع از ساختمانهای مجاور جدا شده ویا با فاصله ای حداقل برابر با نصف درز انقطاع از مرز مشترک با زمینهای مجاور ساخته شوند.

ت ـ حداقل درز انقطاع درتراز هر طبقه برابر ****ارتفاع آن تراز از روی تراز پایه می باشد.همچنین درساختمانهای با «اهمیت زیاد» ویا هشت طبقه وبیشتر، حداقل درز انقطاع درهر طبقه نباید از حاصلضرب تغییر مکان جانبی طبقه دراثر بارهای زلزله (مطابق بندهای 2 ـ 4 و2 ـ 5) در R8/0 (R4/0 برای هریک از دو ساختمان مجاور) کمتر باشد.R دربند (2 ـ 4 ـ 7) تعریف شده است .این فاصله را می توان درمحل های لازم بامصالح کم مقاومت درهنگام زلزله دراثر برخورد دوساختمان به آسانی خردمی شوند پر نمود.

1 ـ 5 گروه بندی ساختمانها برحسب اهمیت دراین آیین نامه ساختمانها ازنظر اهمیت به سه گروه تقسیم می شوند:

گروه 1 ـ ساختمانهای «اهمیت زیاد» این گروه شامل چهار دسته زیر است:

الف ـ «بناهای ضروری» که قابل استفاده بودن آنها پس از وقوع زلزله اهمیت خاص دارد وقفه دربهره برداری ازآنها بطور غیر مستقیم موجب افزایش تلفات وخسارات درنواحی زلزله زده می شود مانند بیمارستانها ودرمانگاهها، مراکز آتش نشانی ، مراکزوتأسیسات آبرسانی، نیروگاهها وتأسیسات برق رسانی، برجهای مراقبت فرودگاهها، مراکز مخابرات، رادیوتلویزیون، تأسیسات انتظامی ومراکز کمک رسانی وبطورکلی تمام ساختمانهائی که استفاده ازآنها درنجات وامداد مؤثر می باشد.

ب ـ ساختمانهائی که خرابیآنها موجب تلفات زیاد می شود مانند مدارس، مساجد، استادیومها، سینماوتأترها، سالنهای اجتماعات، فروشگاههای بزرگ، ترمینالهای مسافرتی، یا هرفضای سرپوشیده که محل تجمع بیش از300 نفر درزیر یک سقف باشد.

پ ـ ساختمانهائی که خرابی آنها سبب از دست رفتن ثروت ملی ویا آثار پرارزش نگهداری می شود.

ت ـ ساختمانها وتأسیسات صنعتی که خرابی آنها موجب آلودگی محیط زیست ویا آتش سوزی وسیع می شود مانند پالایشگاهها، انبارهای سوخت ومراکزگازرسانی.

گروه 2 ـ ساختمانهای «اهمیت متوسط»دراین گروه ساختمانهائی قراردارند که خرابی آنها تلفات وخسارات قابل توجه بوجود می آورد مانند ساختمانهای مسکونی واداری تجاری، هتلها، پارکینگهای چند طبقه وآن دسته از ساختمانهای صنعتی که جزو گروه 1 نمی باشند.

گروه 3 ـ ساختمانهای «با اهمیت کم» این گروه شامل دودسته زیر می باشد:

الف ـ ساختمانهائی که خسارت نسبتاُ کمی از خرابی آنها حادث می شود واحتمال بروز تلفات درآنها بسیار کم است.

ب ـ ساختمانهای موقت که مدت بهره برداری ازآنها کمتر از 2 سال است.

1 ـ 6 گروه بندی ساختمانها بر حسب شکل

1 ـ 6 ـ 1 ساختمانها بر حسب شکل به دو گروه منظم ونامنظم بشرح زیر تقسیم می شوند:

الف ـ ساختمانهای منظم؛ به ساختمانهایی اطلاق می شود که دارای ویژگی های مندرج دربند 1 ـ 6 ـ 2 باشند.

ب ـ ساختمانهای نامنظم؛ به ساختمانهایی اطلاق می شود که فاقد یک ویا چند ویژگی مندرج دربندهای 1 ـ 6 ـ 2 ـ 1 و1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 باشند.

1 ـ 6 ـ 2 ویژگی ساختمانهای منظم

1 ـ 6 ـ 2 ـ 1 منظم بودن ساختمان درپلان

الف ـ پلان ساختمان دارای شکل متقارن ویا تقریباُ متقارن نسبت به محورهای اصلی ساختمان باشد که معمولاُ عناصر مقاوم دربرابر زلزله درامتداد آن محورها قرار دارندودرصورت وجود فرورفتگی یا پیشامدگی درپلان، اندازه آن درهر امتداد از 25 درصد بعد خارجی ساختمان درآن امتداد تجاوز ننماید.

ب ـ درهر طبقه فاصله بین مرکز جرم ومرکز سختی درهر یک از دوامتداد متعامد ساختمان از20 درصد بعد ساختمان درآن امتداد بیشتر نباشد.

پ ـ تغییرات ناگهانی درسختی دیافراگم هر طبقه نسبت به طبقه مجاز از 50% بیشتر نبوده ومجموع سطوح بازشود از 50% سطح کل دیافراگم تجاوز ننماید.

ت ـ درمسیر انتقالی نیروی جانبی به زمین انقطاعی مانند تغییر صفحه اجزای باربر جانبی درطبقات وجود نداشته باشد.

1 ـ 6 ـ 2 ـ 2 منظم بودن ساختمان درارتفاع

الف ـ توزیع جرم درارتفاع ساختمان تقریباُ یکنواخت باشد بطوریکه جرم هیچ طبقه ای، باستثنای بام نسبت به جرم طبقه زیر خود بیشتر از 50 درصد تغییر نداشته باشد.

ب ـ سختی جانبی درهیچ طبقه ای کمتر از 70% سختی جانبی طبقه روی خود ویا کمتر از 80% متوسط سختی سه طبقه روی خود نباشد بعبارت دیگر هیچ طبقه ای «نرم» نباشد.

پ ـ مقاومت جانبی هیچ طبقه ای کمتر از80% مقاومت جانبی طبقه روی خود نباشد (هیچ طبقه ای «ضعیف» نباشد) .مقاومت هر طبقه برابر با مجموع مقاومت جانبی کلیه اجرای مقاومی است که برش طبقه رادرجهت مورد نظر تحمل می نمایند.

1 ـ 7 گروه بندی ساختمان هابرحسب سیستم سازه ای ساختمانها بر حسب سیستم سازه ای دریکی از گروههای زیر طبقه بندی می شوند:

1 ـ 7 ـ 1 سیستم دیوارهای باربر نوعی سیستم سازه ای است که فاقد یک قاب ساختمانی کامل برای باربری قائم می باشد. در این سیستم دیوارهای باربر و یا قاب های مهاربندی شده بارهای قائم را تحمل نموده و مقاومت در برابر نیروهای جانبی با دیوارهای برشی و یا قابهای مهاربندی شده تأمین می شود.

1 ـ 7 ـ 2 سیستم قاب ساختمانی ساده نوعی سیستم سازه ای است در ان بارهای قائم عمدتأ توسط قابهای ساختمانی کامل تحمل شده و مقاومت در برابر نیروهای جانبی بوسیله دیوارهای برشی و یا قابهای مهاربندی شده تأمین میشود.سیستم قابهای با اتصالات خورجینی (یا رکابی)همراه با مهاربندی های قائم نیز از این گروه اند.

1 ـ 7 ـ 3 سیستم قاب خمشی نوعی سیستم سازه ای است که در ان بارهای قائم توسط قاب های خمشی تأمین میگردد. سازه های فضائی خمشی کامل و یا سازه های با قابهای خمشی در پیرامون و یا قسمتی از پلان و قابهای با اتصالات ساده در سایر قسمتهای پلان از این گروه اند.

1 ـ 7 ـ 4 سیستم دوگانه یا ترکیبی نوعی سیستم سازه ای با مشخصات زیر است:

الف ـ بارهای قائم توسط قابهای ساختمانی کامل تحمل می شوند.

ب ـ مقاومت در برابر بارهای جانبی توسط مجموعه ای از دیوارهای برشی یا قاب های مهاربندی شده همراه با مجموعه قاب های خمشی صورت می گیرد. سهم برشگیری هر یک از دو مجموعه باربر جانبی با توجه به سختی جانبی جانبی و اندرکنش ان دو در تمام طبقات، تعیین می شود. در هر حالت هر یک از دو مجموعه باید بتوانند حداقل 25 درصد برش پایه ساختمان را مستقلا تحمل نمایند. بکارگیری قاب خمشیبتنی معمولی برای باربری جانبی دراین سیستم مجاز نمی باشد ودرصورت استفاده از این نوع قاب، سیستم از نوع 1 ـ 7 ـ 2 محسوب خواهدشد.

1 ـ 7 ـ 5 سایر سیستمهای سازه ایهر گونه سیستتم سازه ای که با سیستم های معرفی شده دربندهای 1 ـ 7 ـ 1 تا 1 ـ 7 ـ 4 متفاوت باشد دراین گروه قرار می گیرد.ویژگیهای این سیستم ها از نظر باربری قائم وجانبی باید بر مبنای آئین نامه ها وتحقیقات فنی ویا آزماش های معتبر تعیین شود.

1 ـ 8 توصیه های طراحی عایت موارد زیر درطراحی ساختمانها توصیه می شود:

الف ـ پلان ساختمان به شکل ساده ومتقارن دردوامتداد عمود بر هم وبدون پیش آمدگی وپس رفتگی زیاد باشد واز ایجاد تغییرات نامتقارن پلان درارتفاع ساختمان نیز احتراز شود.

ب ـ عناصری که بارهای قائم راتحمل می نمایند درطبقات مختلف برروی هم قرار داده شوند که انتقال بار این عناصر به یکدیگر با واسطه عناصر افقی صورت نگیرد.

پ ـ عناصری که نیروهای افقی ناشی از زلزله را تحمل تحمل می کنند مأکداُ طوری طراحی شوند که انتقال نیروها بسمت شالوده به طور مستقیم انجام شود وعناصری که با هم کار می کنند دریک صفحه قائم قرارداشته باشند.

ت ـ برای کاهش نیروهای پیچشی ناشی از زلز له، مرکز جرم هر طبقه بر مرکز سختی آن طبقه منطبق ویا فاصله آنها درهریک از امتدادهای ساختمان از 5 درصد بعد ساختمان درآن امتداد کمتر باشد.

ث ـ از احداث طره های بزرگتر از 5/1 متر حتی المقدور احتراز شود.

ج ـ از ایجاد سوراخهای بزرگ ومجاور یکدیگر دردیافراگم های کف ها خودداری شود.

چ ـ از قرار دادن اجزای ساختمانی، تأسیسات ویا کالاهای سنگین بر روی طره هاوعناصر لاغر ودهانه های بزرگ پرهیز گردد.

ح ـ از قراردادن بارها وتأسیسات سنگین درطبقات فوقانی خودداری شود تا مرکز جرم ساختمان درپائین ترین سطح ممکن قرار گیرد.

خ ـ بابکار بردن مصالح سازه ای با مقاومت زیاد ومصالح غیر سازه ای سبک، وزن ساختمان به حداقل رسانده شود.

د ـ ساختمان واجزای آن به نحوی طراحی گردند که دارای شکل پذیری مناسب باشند.

ذ ـ ساختمان به نحوی طراحی گردد که عناصر قائم (ستونها) دیرتر از عناصر افقی (تیرها) دچار خرابی شوند.

ر ـ اعضای غیر سازه ای به خصوص دیوارهای داخلی ونماها طوری اجرا شوند که حتی الامکان مزاحمتی برای حرکت اعضای سازه ای درجریان زلزله ایجاد نکنند.درغیر این صورت اثر اندرکنش این اعضاء با سیستم سازه ای باید درتحمل سازه درنظر گرفته شود.

ز ـ اعضاء وقطعات غیر سازه ای به خصوص قطعات نما وشیشه ها آنچنان طراحی واجرا شود که درهنگام وقوع زلزله از سازه جدا نشده وبا فرو ریختن خود ایجاد خسارت احتمالی جانی ومالی ننمایند.

1 ـ 9 تأثیر دیوارهای جداگر داخلی ودیوارهای نما درساختمانهای یا اهمیت زیاد ویا بلندتر از هشت طبقه در صورتی که اتصالات دیوارهای داخلی ونماها به سازه به نحوی باشند که در حرکت جانبی سازه درامتداد صفحه دیوار ومحدودیت ایجاد نمایند، اثرات سختی دیوارها درآنالیز سازه برای نیروهای جانبی باید منظور گردد.دراینصورت دیوارهاواتصالات آنها به سازه باید قادر باشند تلاش های ایجاد شده داخلی را تحمل نمایند.

فصل دوم ـ محاسبات ساختمانها دربرابر نیروی زلزله

2 ـ 1 کلیات

2 ـ 1 ـ 1 کلیه ساختمانهای موضوع این آیین نامه، بجز آن دسته از ساختمانهای با مصالح بنائی که مقررات مندرج درفصل سوم درآنها رعایت شده باشد، باید بر طبق ضوابط مندرج دراین فصل محاسبه گردند.

1 ـ 2 محاسبه ساختمان دربرابر نیروهای زلزله وباد به تفکیک انجام می شود ودرهرعضو سازه اثر هریک از این دو نیرو که بیشتر باشد ملاک عمل قرای می گیرد.درهرحال لازم است ضوابط ویژه زلزله همچون شکل پذیری رعایت گردند.

2 ـ 1 ـ 3 فقط مؤلفه های افقی نیروی زلزله برای محاسبه ساختمان درنظر گرفته می شود واثر مؤلفه قائم نیروی زلزله بجز درمواریدیکه دربند 2 ـ 4 ـ 15 ذکر شده منظور نمی گردد.

2 ـ 1 ـ 4 ساختمان باید دردوامتداد عمود برهم دربرابر نیروهای جانبی محاسبه شود.بطورکلی محاسبه درهریک از این دو امتداد جزدرمواردزیر به طور مجزا وبدون درنظر گرفتن نیروی زلزله درامتداد دیگر انجام می شود.

الف ـ ساختمانهای نامنظم درپلان

ب ـ کلیه ستون هایی که درمحل تقاطع دوقاب مهار بندی شده،درسیستم مهاربندی شده،ویادوقاب مقاوم برابر جانبی، درسیستمهای لوله ای قراردارند. درمورد ساختمانهای نا منظم درپلان، با هر ارتفاعی، اعم از اینکه تحلیل استاتیکی ویا دینامیکی انجام شود بایدامتداد اعمال نیروی زلزله با زاویه مناسبی که حتی المقدور بیشترین اثر را ایجاد کند انتخاب شود.بدین منظور می توان اثر زلزله در هر یک از دو امتداد متعامد را با 30 درصد اثر زلزله درامتداد دیگر جمع کرد.درطراحی اجزاء بحرانی ترین حالت ممکن است از نظر علائم نیروهای داخلی حاصل از زلز له دراین جمع آثار باید ملحوظ گردند. تبصره : چنانچه بار محوری ناشی از اثر زلزله در ستون درهریک از دو امتداد مورد نظر کمتر از 20 درصد بار محوری مجاز ستون باشد بکارگیری ترکیب فوق درآن ستون ضرورتی ندارد.

2 ـ 1 ـ 5 نیروی زلزله در هر یک از امتدادهای ساختمان باید درهردو جهت این امتداد یعنی به صورت رفت وبرگشت درنظر گرفته شود.

1 ـ 6 نیروی جانبی باید توسط عناصر مقاوم از قبیل دیوارهای برشی بادبندی ها، قابهای با اتصالات مقاوم خمشی ویا ترکیبی از آنها تحمل گردند.

1 ـ 7 درساختمانهای با بیش از 15 طبقه ویا بلندتر از 50 متر، استفاده از سیستم قاب خمشی یا سیستم دوگانه مندرج در بند 1 ـ 7، اجباری است ودراین ساختمانها نباید برای مقابله با تمام نیروهای جانبی منحصراُ به دیوارهای برشی ویا قابهای مهار بندی شده اکتفا نمود.

2 ـ 2 بار زنده بارزنده ای که درمحاسبه نیروهای جانبی زلزله در نظر گرفته می شود عبارت است از درصدی از مقدار بارزنده که طبق آیین نامه های ساختمانی در محاسبات بار قائم منظور شده وبه شرح جدول شماره (1) تعیین می گردد:جدول شماره (1) درصدمیزان بارزنده که درمحاسبه نیروی جانبی زلزله درنظر گرفته می شود.

محل بارزنده درصد میزان بارزنده

بامهای شیب دارباشیب 20% وبیشتر ـ
بامهای مسطح یا باشیب کمتر از 20% 20
ساختمانهای مسکونی، اداری، هتل ها وپارکینگ ها 20
بیمارستانها، مدارس، فروشگاهها وساختمانهای محل اجتماع یاازدحام 40
انبارهاوکتابخانه ها 60
مخازن آب ویا سایر مایعات 100

***درصورتیکه احتمال ماندگار شدن برف برروی آنها کم باشد ودرغیراینصورت مطابق بامهای مسطح درنظر گرفته می شود.

3 ـ 2 روش های تحلیل ساختمانها دربرابر زلزله درآیین نامه دوروش تحلیل به شرح زیر مشخص شده است .

الف ـ روش تحلیل استاتیکی معادل

ب ـ روش تحلیل دینامیکی ضوابط کاربرد هر یک از این روشها بر طبق مندرجات بندهای 2 ـ 3 ـ 1 و2 ـ 3 ـ 2 می باشد.

2 ـ 3 ـ 1 روش تحلیل استاتیکی این روش در مورد ساختمانهای زیر می تواند مورد استفاده قرار گیرد:

الف ـ ساختمانهای منظم با ارتفاع کمتر از 50 متر از تراز پایه

ب ـ ساختمانهای نامنظم 5 طبقه وکمتر ویا با ارتفاع کمتر از 18 متر از تراز پایه . پ ـ ساختمانهایی که درآن سختی جانبی قسمت فوقانی بطور قابل ملاحظه ای کمتر از سختی جانبی قسمت تحتانی است به شرط آنکه :

1 ـ هر یک از دو قسمت سازه به تنهایی منظم محسوب گردند.

2 ـ سختی متوسط طبقات قسمت تحتانی حداقل ده برابر سختی متوسط طبقات فوقانی باشد.

3 ـ زمان تناوب اصلی نوسان کل سازه بیشتر از 1/1 برابر زمان تناوب اصلی قسمت فوقانی ، با فرض اینکه، این قسمت جدا در نظر گرفته شده، وپای آن گیردار فرض شود، نباشد.

2 ـ 3 ـ 2 روش تحلیل دینامیکی روش تحلیل دینامیکی را می توان در کلیه ساختمانها بکار برد. در مورد ساختمان های منظم و نامنظم که مشمول بند2 ـ 3 ـ 1 نمی باشند ، بکارگیری این روش الزامی است.

2 ـ 3 ـ 2 برای ساختمانهایی که محاسبه نیروهای ناشی از زلزله آنها باید بر اساس مقررات بند 2 ـ 3 ـ 2 طبق روش تحلیل دینامیکی انجام شود ودرصورت وجود هر یک از شرایط زیر، مطالعات ویژه خطر زلزله با توجه به شرایط ساختگاهی (براساس یند 2 ـ 5 ـ 1 ـ ب) برای تعیین ضریب بازتاب ساختمان (ضریب B مندرج در بند 2 ـ 4 ـ 3 ) الزامی است.

الف ـ برای ساختمانهای با «اهمیت زیاد» که برروی زمین نوع (IV) (جدول 2 دربند 2 ـ 4 ـ 4) واقع شده اند.

ب ـ برای کلیه ساختمانهای بلندتر از 50 متر که بر روی زمین نوع (IV) واقع شده اند.

پ ـ برای کلیه ساختمانهای بلندتر از 50 متر که برروی زمین نوع (II ـ ب) یا (III ـ ب) با ضخامت لایه خاک بیش از 60 متر واقع شده اند.

4 ـ 2 روش تحلیل استاتیکی معادل دراین روش نیروی جانبی زلزله بر مبنای زمان تناوب اصلی نوسان ساختمان وبا استفاده از طیف بازتاب طرح تعیین می گردد.

2 ـ 4 ـ 1 نیروی برشی پایه حداقل نیروی برشی پایه (یا برش پایه) درهر یک از امتدادهای ساختمان با استفاده از رابطه (2 ـ 1) محاسبه می گردد: (2 ـ 1) V=CW که درآن : V: نیروی برشی (مجموع نیروهای جانبی زلزله در امتداد مورد نظر) درترازپایه . W: وزن کل ساختمان (شامل تمام بارمرده ووزن تأسیسات ثابت به اضافه درصدی از بار زنده که دربند 2 ـ 2 مشخص شده است). C: ضریب زلزله که از رابطه (2 ـ 2) به دست می آید: (2 ـ 2) (ص 735) که درآن: A: شتاب مبنای طرح (نسبت شتاب زلزله به شتاب ثقل g) B: ضریب بازتاب ساختمان که با استفاده از طیف بازتاب طرح بدست می اید. I: ضریب اهمیت ساختمان R: ضریب رفتار ساختمان درمحاسبه ضریب زلزله،C، نسبت (ص 736) درهیچ حالتی نباید کمتر از 9% منظور شود.

2 ـ 4 ـ 2 شتاب مبنای طرح (A) شتاب مبنای طرح در مناطق مختلف کشور به شرح زیر تعیین می شود: منطقه

منطقه توصیف مقدارشتاب مبنای طرح
1 پهنه با خطر نسبی خیلی زیاد 35/0
2 پهنه با خطر نسبی زیاد 30/0
3 پهنه با خطر نسبی متوسط 25/0
4 پهنه با خطر نسبی کم 20/0

مناطق چهارگانه فوق درپیوست شماره (1)مشخص شده اند.

2 ـ 4 ـ 3 ضریب بازتاب ساختمان (B) ضریب بازتاب ساختمان که بیانگر نحوه پاسخ ساختمان به حرکت زمین است، طبق رابطه زیر ویا ازروی شکل (1) تعیین می شود: تبصره: برای زمینهای گروه IV درمناطق باخطر نسبی کم ومتوسط، مقدار Bمحاسبه شده از رابطه (2 ـ 3 ) باید 30% افزایش یابد لیکن مقدار محاسبه لازم نیست از 5/2 بیشتر باشد. T: زمان تناوب اصلی نوسان ساختمان به ثانیه که دربند 2 ـ 4 ـ 5 ذکر شده است. To: عددی است که بر حسب نوع زمین ، طبق بند (2 ـ 4 ـ 4)، به شرح زیر تعیین می شود:

نوع زمین T O
I 40/0
II 5/0
III 7/0
IV ـ / 1

2 ـ 4 ـ 4 طبقه بندی نوع زمین انواع زمین های مندرج 2 ـ 4 ـ 3 از نظر نوع سنگ وخاک به شرح جدول شماره (2) طبقه بندی می گردد.

نوع زمین توصیف موادمتشکله حدودتقریبی (متر بر ثانیه)
I الف ـ سنگهای آذرین (دارای بافت درشت وریزدانه)، سنگهای رسوبی سخت وبسیار مقاوم وسنگهای دگرگونی توده ای (گنایس هاـ سنگهای متبلورسیلیکاته) طبقات کنگلومرایی بیشتر از750

ب ـ خاکهای سخت (شن وماسه متراکم، رس بسیارسخت) با ضخامت بیش از 30 متر بیشتراز750

II

الف ـ سنگهای آذرین سست(مانند توف)، سنگهای سست رسوبی سنگهای دگرگونی متورق وبه طور کلی سنگهائی که در اثر هواردگی (تجزیه وتخریب) سست شده اند.

ـ

ب ـ خاکهای سخت (شن وماسه متراکم،رس بسیار سخت) با ضخامتکمتراز 30 متر

750 ≤

0? ، سرعت موج برشی می باشد که با رعایت اثر ضخامت لایه هادرفاصله 30 متری عمق زمین میانگین گیری شده است .مثلاُ di و Vsi به ترتیب ضخامت لایه i وسرعت موج برشی درآن باشند، می توان از رابطه ای مشابه زیر (ص739) را محاسبه کرد: که درآن مقادیر صورت ومخرج شامل جمع برای تمام لایه های تا فاصله 30 متر عمق از سطح زمین مىباشد . ارقام ستون سوم به عنوان راهنما بوده ودرصورتیکه تشخیص نوع خاک با مشاهدات وشواهد توصیفی این جدول توسط طراح امکان پذیر نباشد لازم است بر اساس آزمایش های آزمایشگاهی ویا صحرائی، Vsiمستقیماُ اندازه گیری ویاباتوجه به روابط تجربی معتبر از روی یکی از پارامترهای فیزیکی ومکانیکی خاک تعیین، وملاک تعیین طبقه بندی نوع خاک با استفاده از مقادیر مربوط دراین جدول قرار گیرد. درصورت وجود تردید درانطباق محل ساختمان با مشخصات زمین های مندرج درجدول شماره (2) باید نوعی زمینیکه ضریب بازتاب بزرگتری بدست می دهد انتخاب شود.

2 ـ 4 ـ 5 زمان تناوب اصلی نوسان (T) زمان تناوب اصلی نوسان بسته به مشخصات ساختمان با استفاده از روابط تجربی (2 ـ 4)، (2 ـ 5)و (2 ـ 6) تعیین مىگردد. برای ساختمانهای با سیستم قاب خمشی چنانچه سایر اجزای ساختمانی مانعی دربرابر حرکت قابهای ساختمان ایجاد ننمایند: برای ساختمانهای با قابهای فولادی

2 ـ برای ساختمانهای با قابهای بتن آرمه (2 ـ 5) (ص 739) درصورتیکه دراین ساختمانها از جداگرهای میانقابی استفاده گردد باید مقدار Tبدست آمده دراین بند به میزان 20% کاهش یابد.

ب ـ درسایر ساختمانها، با وجود یا عدم وجود جداگرهای میانقابی :

تبصره 1 ـ ارتفاع ساختمان، H برحسب متر، از ترازپایه درنظر گرفته مىشود ودرمحاسبه آن بیش از 25% وزن بام باشد منظور خواهدشد.

تبصره 2 ـ بجای استفاده از روابط تجربی می توان زمان تناوب اصلی نوسان ساختمان را با استفاده از روشهای تحلیلی بر مبنای مشخصات سازه وخصوصیات تغییر شکل عناصر مقاوم آن محاسبه نمودولی بهرحال زمان تناوب اصلی نباید از 25/1برابر زمان تناوب بدست آمده از رابطه تجربی مربوطه بیشتر اختیار شود.

2 ـ 4 ـ 6 ضریب اهمیت ساختمان(I) ضریب اهمیت ساختمان بر حسب طبقه بندی مندرج دربند 1 ـ 5 به شرح زیر تعیین می گردد:

سیستم سازه

سیستم مقاومت دربرابر نیروی جانبی R H*
الف ـ سیستم دیوارهایباربر[1] 1 � دیوارهای برشی بتن آرمه معمولی 5 70
2 ـ دیوارهای برشی با مصالح بنائی مسلح 4 30
ب � ـ سیستم قاب ساختمانی ساده [7] 1 ـ دیوارهای برشی بتن آرمه معمولی 7 50
2 ـ دیوارهای برشی با مصالح بنائی مسلح 5 30
3 � مهاربندی برون محور فولادی [2] 7 50
4 � مهاربندی هم محورفولادی [2] 6 40
سیستم سازه سیستم مقاوم دربرابر نیروی جانبی R H*
پ ـ سیستم قاب خمشی 1ـ قاب خمشی بتنی ویژه [3] 10

180
2ـ قاب خمشی بتنی متوسط [4] 8

50
3ـ قاب خمشی بتنی معمولی [5] 5

[6]15
4ـ قاب خمشی فولادی ویژه [2] 10

180
5ـ قاب خمشی فولادی معمولی [2] 6 50
ت ـ سیستم دوگانه یاترکیبی 1ـ قاب خمشی ویژه (فولادی یا بتنی)+ دیوارهای برشی بتن آرمه ویژه 11 200
2ـ قاب خمشی بتنی متوسط + دیوارهای برشی بتن آرمه متوسط 9 70
3ـ قاب خمشی فولادی معمولی + دیوارهای برشی بتن آرمه معمولی 07ـ May 70
4ـ قاب خمشی فولادی ویژه + مهاربندی برون محور فولادی 10 180
5ـ قاب خمشی فولادی معمولی + مهاربندی برون محور فولادی 07ـ May 60
6ـ قاب خمشی فولادی ویژه + مهاربندی برون محور فولادی 9 150
7ـ قاب خمشی فولادی معمولی + مهاربندی برون محور فولادی 06ـ May 50

یادداشتها[1] درصورت استفاده از مهاربند فولادی وپانل های اسکلتی باربر قائم (به جای دیوار باربر) عدد Rو H* به ترتیب برابر 5و30 اختیار شود. [2] برای تعریف وضوابط مربوط به ساختمانهای فولادی به پیوست شماره (2) مراجعه شود. [3] قاب خمشی بتنی ویژه همان قاب بتنی با شکل پذیری زیاد درآیین نامه بتن ایران است . [4] قاب خمشی بتنی متوسط همان قاب بتنی با شکل پذیری متوسط درآیین نامه بتن ایران است .لیکن باید فاصله تنگ ها درناحیه 1Oستونهای این قاب حداکثر 15 سانتی متر باشد. [5] قاب خمشی بتنی معمولی همان قاب بتنی با شکل پذیری کم درآیین نامه بتن ایران است. [6] استفاده از این سیستم برای ساختمانهای «با اهمیت زیاد» مجاز نمی باشد. [7] قابهای دارای اتصالات خرجینی با رعایت ضوابط فنی این اتصالات همانند قاب ساختمانی ساده محسوب می شوند.

تبصره 1 ـ درسیستمهای دوگانه (نوع[ت]جدول 3) برای ساختمانهای تا 8 طبقه ویا کوتاهتر از 30 متر می توان به جای توزیع بار به نسبت صلبیت عناصر باربر جانبی، صد درصد نیروی جانبی زلزله را به دیوارهای برشی ویا مهاربندیها اعمال نمود واز مقایسه صلبیت عناصر مقابل مطابق بند 1 ـ 7 ـ 4 صرف نظر نمودمشروط برآنکه قابها ظرفیت تحمل حداقل 30% نیروی جانبی را داشته باشند.

تبصره 2 ـ استفاده از دال تخت یاقارچی وستون به عنوان سیستم قاب خمشی، ردیف پ جدول 3، منحصراَ درساختمانهای 3 طبقه یا کوتاهتر از 10 متر مجاز می باشد در صورت تجاوز ازاین حد تنها درصورتی استفاده از این سیستم سازه ای مجاز است که مقابله بانیروی جانبی زلزله توسط دیوارهای برشی یا مهاربندیها تأمین گردد.

تبصره 3 ـ ساختن ساختمان با ارتفاع های بیش از حدود H* داده شده درجدول 3 درمناطق با خطر نسبی زیاد مجاز نیست .چنانچه برای سازه های خاص که عمتدتاَ غیر مسکونی وغیر اداری باشند مانند برجهای مخابراتی، یادمانها وغیره، ارتفاع های بیش از مقادیر فوق مد نظر باشد صرفا با تأیید کمیته دائمی این آیین نامه از نظر روش محاسبه و طراحی مجاز خواهدبود.بهرحال سیستمهای مورد استفاده نباید از میان سیستم هائی از جدول 3 که به عنوان «ویژه» را ندارند انتخاب شوند.

تبصره 4 ـ درمناطق با خطر نسبی زیاد برای «بناهای ضروری» فقط باید از سیستمهائی که عنوان «ویژه» دارند استفاده شود.

2 ـ 4 ـ 8 ترکیب سیستمهای سازه ای توصیه می شود حدالمقدور از ترکیب سیستم های سازه ای متفاوت در یک مجموعه سازه خودداری گردد.درصورت ضرورت ضوابط زیر باید رعایت گردند: الف ـ ترکیب سیستمها درارتفاع دراین حالت مقدار R انتخاب شده برای سیستم قسمت تحتانی سازه نباید از قسمت فوقانی آن بیشتر باشد.محاسبه نیروی زلزله مؤثر بر کل سازه می تواند به یکی از دو روش زیر انجام شود.

1 ـ مقدار نیروی زلزله برای مجموعه سازه با منظور نمودن کمترین مقدار R (مربوط به سیستمهای سازه ای بکاررفته درارتفاع) برای کل سازه محاسبه گردد.مقدار زمان تناوب اصلی مجموعه سازه از روشهای تحلیلی ویا مقدار محاسبه شده از فرمولهای تجربی بند 2ـ 4 ـ 5، هرکدام بیشتر باشد اختیار می گردد.زمان اصلی محاسبه شده از روش تحلیلی می بایست شرایط تبصره 2 بند 2 ـ 4 ـ 5 رادربر داشته باشد.لازم است از فرمول تجربی محاسبه زمان تناوب اصلی مربوط به آن سیستم سازه ای بکار رفته درمجموعه ساختمان که کوچکترین زمان تناوب است T را می دهد ، استفاده گردد.

برای سازه های مشمول شرایط بند (2 ـ 3 ـ 1 ـ پ) ، روش دومرحله ای زیر می تواند بکار گرفته شود: ـ سازه انعطاف پذیر قسمت فوقانی بطور مجزا وبا تکیه گاههای صلب درنظر گرفته شده ونیروی جانبی آن با منظور کردن ضریب رفتار مربوط به این قسمت محاسبه می گردد. ـ سازه صلب قسمت تحتانی بطور مجزا درنظر گرفته شده ونیروی جانبی آن با منظور کردن مقدار ضریب رفتار مربوط به این سازه محاسبه می گردد.براین نیروها، نیروهای عکس العمل ناشی از تحلیل قسمت فوقانی که درنسبت ضریب رفتار قسمت فوقانی به ضریب رفتار قسمت تحتانی ضرب شده اند، افزوده می شوند.

ب ـ ترکیب سیستمها درپلان

درصورتیکه از سیستم سازه ای دیوارهای باربرفقط دریک امتداد استفاده شده باشد، مقدارR درامتداد دیگر نباید از Rمورد استفاده برای امتداد با دیوارهای باربر، زیادتر درنظر گرفته شود.

2 ـ درسالختمانهای 15 طبقه وکمتر ویا کوتاهتر از 50 متر از هرگونه ترکیب سیستمهای سازه ای، بند 2 ـ 4 ـ 7، دردوامتداد متفاوت می توان استفاده کرد. ولی درسایر ساختمانها تنها می توان از ترکیب سیستم قاب خمشی ویژه وسیستم دوگانه استفاده نمود.

ج ـ سیستم سازه ای از تراز پایه تا روی پی درحالتی که تراز پایه بالاتر از روی شالوده منظور شده باشد، سختی ومقاومت جانبی طبقات پائین تر از تراز پایه نباید از سختی ومقاومت جانبی طبقه روی تراز پایه کمتر باشد.مثلاَ درصورت عدم تغییر پلان وهندسه سازه درزیر وبالای ترازپایه کلیه جزئیات آرماتورگذاری تیرهاوستونهای قاب خمشی، دیوارهای برشی وهمچنین مهاربندی های سازه درطبقه روی تراز پایه باید درطبقات پائین تر از تراز پایه نیز حداقل به همان نحوه اعمال شوند.

2 ـ 4 ـ 9 توزیع نیروی جانبی زلزله درارتفاع ساختمان نیروی برشی پایه V، که طبق بند (2 ـ 4 ـ 1) حساب شده مطابق رابطه (2 ـ 7) درارتفاع ساختمان توزیع می گردد. (2 ـ 7) که درآن : Fi: نیروی جانبی درتراز طبقهi. Wi: وزن طبقه i شامل وزن سقف وسربارآن طبق بند (2 ـ 2) ونصف وزن دیوارها وستونهایی که دربالاوپائین سقف قرار گرفته اند. hi : ارتفاع تر از i (ارتفاع سقف طبقه i) از ترازپایه. n: تعداد طبقات ساختمان ازترازپایه به بالا. ft: نیروی جانبی اضافی درتراز سقف طبقه n که به وسیله رابطه (2 ـ 8) تعیین می شود. (2 ـ 8) حداکثر نیروی ft برابر V 25/0 درنظر گرفته می شود وچنانچه T برابر 7/0 ثانیه وکوچکترباشد می توان ft رابرابر با صفر اختیار نمود. تبصره: درصورتیکه ساختمان دارای خرپشته باوزن کمتر از 25 درصد وزن بام باشد نیروی ft درترازبام اعمال خواهد شدودرغیراینصورت نیروی ft درتراز سقف خرپشته اثر داده می شود.

4 ـ 10 توزیع افقی نیروی برشی درصورت صلب بودن کف طبقات، نیروی برشی درهر طبقه ساختمان باید بین عناصر مختلف سیستم قائم مقاوم دربرابر نیروهای جانبی به تناسب سختی این عناصر توزیع گردد.درصورت عدم صلبیت کف طبقات، درتوزیع نیروی بین عناصر سیستم مقاوم باید اثر تغییر شکل های ایجاد شده درکفها نیز منظور گردد.

2 ـ 4 ـ 11 لنگر پیچشی ناشی از نیروهای جانبی کلیه ساختمانها باید دربرابر اثرات ناشی از لنگرپیچشی مذکور دراین بند محاسبه شوند.لنگرپیچشی درطبقه i ازرابطه (2 ـ 9) بدست می آید: (2 ـ 9) که درآن : eij : فاصله افقی مرکز سختی طبقه i ومرکز جرم تراز j Fj: نیروی جانبی درترازj eaj : برون مرکزی اتفاقی تراز j که برای به حساب آوردن احتمال تغییرات اتفاقی توزیع جرم، سختی طبقه ونیروی ناشی از مؤلفه پیچشی زلزله درنظر گرفته می شود.این برون مرکزی باید درهر دو جهت وحداقل برابر با 5 درصد بعد ساختمان درتراز j ام وامتداد عمود بر نیروی جانبی اختیار شود. هریک از عناصر باید برای آن لنگر پیچشی که موجب بدترین حالت بارگذاری درآن عنصر می شود محاسبه گردیده واز اثرات کاهنده لنگر پیچشی برروی اجزاء صرفنظر شود.

2 ـ 4 ـ 11 ـ 1 درساختمانهای 5 طبقه یا کوتاهتر ویا باحداکثر ارتفاع 18 متر درصورتی که فاصله افقی بین مرکز جرم طبقات بالاتر نسبت به مرکز سختی هر طبقه کمتر از 5% بعد ساختمان درآن طبقه درامتداد عمود بر نیروهای جانبی باشد، محاسبه ساختمان دربرابر لنگرپیچشی الزامی نسبت .درغیر اینصورت این ساختمانها باید برای پیچش نیز محاسبه گردند.ولی می توان درمورد آنها از لنگر پیچشی اتفاقی صرفنظر نمود.درساختماهای با «اهمیت زیاد» همواره باید پیچش اتفاقی درنظر گرفته شود.

4 ـ 12 محاسبه ساختمان دربرابر واژگونی کل ساختمان باید ازنظر واژگونی پایدارباشد.لنگر واژگونی درتراز شالوده ناشی از نیروهای جانبی زلزله برابر با مجموع حاصلضرب نیروی جانبی هر تراز درارتفاع آن تراز نسبت به تراز زیر شالوده ساختمان است.ضریب اطمینان درمقابل واژگونی (نسبت لنگر مقاوم به لنگرواژگونی) باید حداقل برابر 75/1 اختیار شود.درمحاسبه لنگر مقاوم، بار تعادل برابر بار قائمی است که برای تعیین نیروهای جانبی به کار رفته است.براین بارها بایدوزن شالوده وخاک روی آن افزوده گردد.درتراز زیر شالوده این لنگر نسبت به لبه بیرونی شالوده محاسبه می شود.

2 ـ 4 ـ 13 تغییر مکان نسبی طبقات. تغییر مکان نسبی هر طبقه ویابام دراثر زلزله نباید از (ص 745) برابر ارتفاع آن طبقه تجاوز نماید.

2 ـ 4 ـ 14 اثر P ـ ? درکلیه سازه ها، تلاشها وتغییر ومکانهای ثانوی ناشی ازاثر بارهای محوری عناصر پایه درتغییر مکانهای جانبی طبقات، که به اثر P ـ ? معروف است، باید درطراحی این عناصر منظورگردد. اثر P ـ ? رادرمواردی که تغییر مکان نسبی طبقات کمتر از R/2% برابر ارتفاع طبقه است ویا لنگرهای خمشی ثانویه کمتر از ده درصد لنگرهای خمشی اولیه است، می توان ندیده گرفت (به پیوست 5 رجوع شود). برای منظور کردن اثر P ـ ? درطراحی عناصر سازه می توان از روشهای تقریبی عنوان شده درآیین نامه های طراحی استفاده کرد ویا از روشهای تحلیلی دقیق تر که درآنها این اثر همراه با سایر عوامل درتحلیل کلی سازه منظور می شوند، استفاده نمود. درصورت محاسبه اثر P ـ ? با روش تحلیلی فوق الذکرویاروش ارائه شده درپیوست (5) ، تغییر مکان های جانبی واقعی طبقات وهمچنین بارهای احتمالی طبقات درهنگام وقوع زلزله باید منظور گردند.به منظور تخمین تغییر مکانهای جانبی واقعی طبقات دراین آیین نامه ضروری است تغییر مکانهای بدست آمده از آنالیز سازه تحت برش پایه مطابق رابطه (2 ـ 1) با ضریب R4/0 تشدید شوند .

4 ـ 15 مؤلفه قائم نیروی زلزله برای بالکنها وپیش آمدگی هائی که به صورت طره ساخته می شوند مؤلفه قائم نیروی زلزله نیز باید درنظر گرفته شود.مؤلفه قائم نیروی زلزله برای این اجزابااستفاده از رابطه (10 ـ 2) تعیین می شود. (10 ـ 2) که درآن: AوI: مقادیر مربوط مندرج دربندهای (2 ـ 4 ـ 2) و(2 ـ 4 ـ 6) هستند که برای محاسبه نیروی برشی پایه منظور شده اند. Wp : بار مرده به اضافه کل سربار آن Rv : ضریب رفتار که برای طره با تیرهای فولادی برابر 4/2 وبرای عناصر بتن مسلح برابر 00/2 اختیار می شود. نیروی قائم فوق (Fv) باید درهردوجهت روبه بالا وپائین وبه صورت خالص وبدون منظور نمودن اثر کاهنده بارهای قائم محاسبه شود.

2 ـ 5 روشهای تحلیل دینامیکی تحلیل دینامیکی دراین آیین نامه به دوروش تحلیل طیفی (بند 2 ـ 5 ـ 2) ویا روش تحلیل تاریخچه زمانی (بند 2 ـ 5 ـ 3) انجام می گردد.تحلیل دینامیکی باید با توجه به حرکت زمین که با یکی از روشهای داده شده دربند (2 ـ 5 ـ 1) مشخص می شود وبا استفاده از اصول مکانیک سازه هاانجام گردد.شایان ذکر است که روش تحلیل طیفی برای طراحی ساختمانهائی که مشمول این آیین نامه هستند کافی تلقی می شود.درصورت استفاده از روش تحلیل دینامیکی تاریخچه زمانی، استفاده از روش تحلیلی طیفی با طیف طرح مندرج دربند 2 ـ 5 ـ 1 وهمچنین برای مقایسه وتفسیر براساس بند 2 ـ 5 ـ 3 الزامی است. درمورد سازه های نامنظم درپلان که مشمول تحلیل دینامیکی می باشند باید از روش تحلیل سه بعدی دینامیکی استفاده شود.

5 ـ 1 حرکت زمین اثرات حرکت زمین ممکن است به یکی از صورت های «طیف بازتاب شتاب» ویا «تاریخچه زمانی تغییرات شتاب» مشخص شود.حرکت زمین برای مبنای طراحی دراین آیین نامه به حرکت زلزله ای اطلاق می شود که احتمال وقوع آن طی مدت 50 سال، عمر مفید ساختمان، کمتر از ده درصد باشد.این زلزله، «زلزله طرح» وطیف بازتاب شتاب آن «طیف طرح» نامیده می شود. مشخصات زلزله طرح به یکی از سه روش زیر تعریف می شود:

الف ـ طیف طرح استاندارد این طیف از حاصلضرب مقادیر ضریب بازتاب ساختمان، B، درپارامترهای شتاب مبنا ، A، ضریب اهمیت ساختمان، I، وعکس ضریب رفتار، (ص 746)، مطابق آنچه دربند 2 ـ 4 مشخص شده است بدست می آید. طیف طرح استاندارد با فرض نسبت میرائی 5 درصد تعیین شده است.

ب ـ طیف طرح ویژه ساختگاه این طیف با توجه به ویژگی های زمین شناسی، تکتونیکی، لرزه شناسی، میزان ریسک ومشخصات خاک درلایه های مختلف درساختگاه وبا درنظر گرفتن نسبت میرائی 5% تعیین می شود.درصورتی که نوع ساختمان وسطح زلزله مورد نظر، منظور نمودن نسبت میرائی متفاوتی را ایجاب نماید، می توان آن را مبنای تهیه طیف قرار داد.مقادیر محاسبه شده طیفی باید درضریب اهمیت ساختمان، I، وعکس ضریب رفتار ساختمان، (ص 747)، ضرب گردد.مقادیر طیف حاصل قبل از اعمال ضریب های (ص 747) و I نباید از ? مقادیر نظیر طیف طرح استاندارد کمتر باشد.

پ ـ تاریخچه زمانی تغییرات شتاب (شتابنگاشت) شتابنگاشت باید تا حد امکان نمایانگر حرکت واقعی زمین درمحل احداث بنا دراثر زلزله باشد.بدین منظور باید حداقل سه شتابنگاشت با ویژگی های زیر درتحلیل مورد استفاده قرار گیرد.

1 ـ در صورتی که شتابنگاشتها مربوط به زلزله های واقعی اتفاق افتاده درمناطق دیگر باشند باید حتی المقدور سعی شود ویژگی های زمین شناسی، تکتونیکی، لرزه شناسی وبه خصوص مشخصات لایه های خاک درمحل شتابنگار بامحل ساختمان مورد نظر مشابهت داشته باشند.

مدت زمان حرکت شدید درشتابنگاشتها باید زمانی حداقل برابر 10 ثانیه ویا 3برابر زمان تناوب اصلی سازه موردنظر، هر کدام که بیشتر است، باشد.

شتابنگاشتهای انتخاب شده باید به مقیاس درآیند .به مقیاس درآوردن باید به گونه ای باشد که طیف بدست آمده از هریک ازشتابنگاشتها با نسبت میرائی 5 درصد درمحدوده زمان تناوبی (ص 747) الی (ص 747) ثانیه با طیفی که مطابق ضوابط قسمت (2 ـ 5 ـ 1 ـ الف یا ب) بدست می اید تقریباَ مطابقت نماید .m شامل شماره کلیه مدهائی است که به میزان حداقل 10درصد درجرم مؤثر سازه مشارکت دارند. دربه مقیاس درآوردن شتابنگاشتها باید اثر شتاب مبنا، A ، ضریب اهمیت ساختمان ،I ، وعکس ضریب رفتار (ص 747)، (درصورتیکه سازه با روش الاستیک خطی آنالیز می شود) منظور شوند. به مقیاس درآوردن شتابنگاشتها درصورت غیر خطی بودن روش تحلیل باید با استفاده از روشهای تحقیقاتی قابل قبول انجام گیرد.

2 ـ 5 ـ 2 روش تحلیل دینامیکی طیفی (بااستفاده از آنالیز مدها) دراین روش، تحلیل دینامیکی با فرض رفتار الاستیک خطی سازه وبااستفاده از حداکثر بازتاب کلیه مدهای نوسانی سازه که دربازتاب کل سازه اثر قابل توجه ای دارند (مطابق بند 2 ـ 5 ـ 2 ـ 1) انجام می گیرد.حداکثر بازتاب درهر مد با توجه به زمان تناوب آن مد از طیف طرح (بند 2 ـ 5 ـ 1 ـ الف یا ب) بدست می آید .سپس بازتاب کلی سازه از ترکیب آماری بازتابهای حداکثر هر مد تخمین زده می شود. نحوه انجام محاسبات عددی تحلیل دینامیکی طیفی درپیوست (3) ارائه شده است.

2 ـ 5 ـ 2 ـ 1 تعداد مدهای نوسان درهر یک از دو امتداد متعامد ساختمان باید حداقل سه مد اول نوسان، یا تمام مدهای نوسان با زمان تناوب بیشتر از 4/0 ثانیه ویا تمام مدهای نوسان که مجموع جرم های مؤثر ساختمان درآ«ها (بنا بر تعریف پیوست 3) حداقل برابر با 90 درصد جرم کل سازه باشد، هر کدام که تعدادشان بیشتر است، درنظر گرفته شود.

2 ـ 5 ـ 2 ـ 2 ترکیب اثرات مدها حداکثر بازتاب دینامیکی سازه از قبیل نیروهای داخلی اعضا، تغییر مکانها، نیروهای طبقات، برش های طبقات وعکس العمل پایه درهرمد راباید باروشهای آماری شناخته شده، مانند روش جذر مجموع مربعات (SRSS) ویاروش ترکیب مربعی کامل (CQC) تعیین نمود.ترکیب اثرات حداکثر مدها درساختمانهای نامنظم درپلان ویا درمواردیکه زمان های تناوب دو یا چند مد سازه با یکدیگر نزدیک باشند باید صرفاَ با روشهائی که اندرکنش مدهای ارتعاشی رادرنظر می گیرد، مانند روش ترکیب مربعی کامل (CQC)، انجام شود.(ر.ک.پیوست 3)

2 ـ 5 ـ 2 ـ 3 اصلاح مقادیر بازتاب درمواردیکه برش پایه بدست آمده برای کل سازه از روش تحلیل دینامیکی طیفی با برش پایه استاتیکی معادل بدست آمده از رابطه (2 ـ 1) متفاوت باشد، مقادیر بازتاب ها باید زیر اصلاح شوند:

درصورتیکه برش پایه به دست آمده از تحلیل دینا میکی طیفی از برش پایه استاتیکی معادل باشد: الف ـ درسازه های نا منظم ،مقادیر باز تابهاباید درنسبت برش پایه استاتیکی معادل به برش پایه به دست آمده از تحلیل دینامیکی طیفی ضرب شوند.

ب ـ در سازه های منظم ،مقادیر بازتاب ها باید در80درصدنسبت برش پایه استاتیکی معادل به برش پایه به دست آمده از تحلیل دینامیکی طیفی ضرب شود.به شرطی که مقدارحاصل ازمقداربرش پایه بدست آمدهازتحلیل دینامیکی طیفی کمتر نشود.

درصورتیکه برش پایه بدست آمده ازتحلیل دینامیکی طیفی بیشتر ازبرش پایه استاتیکی معادل باشد،مقداربرش پایه تحلیل دینامیکی طیفی وکلیه باز تاب های سازه واعضای آن را به نسبت برش پایه استاتیکی معادل به برش پایه تحلیل دینامیکی طیفی می توان کاهش داد.

2 ـ 5 ـ 2 ـ 4 اثرات پیچش درآنالیز دینامیکی طیفی باید اثرات پیچش، شامل پیچش اتفاقی، رانیز مشابه ضوابط بند (2 ـ 4 ـ 11) منظور نمود. درصورتیکه از مدلهای سه بعدی برای آنالیز سازه استفاده شود، اثرات پیچشی اتفاقی را می توان با جابجا کردن مرکز جرم طبقه به اندازه برون مرکزی اتفاقی منظور نمود.

2 ـ 5 ـ 3 روش تحلیل دینامیکی تاریخچه زمانی تحلیل دینامیکی تاریخچه زمانی روشی تحلیلی است برای تعیین بازتاب ها در هر مقطع زمانیدرمدت وقوع زلزله دریک سازه وقتی که سازه درتراز پایه تحت تأثیر شتابهای ناشیب از حرکت زمین (شتابنگاشت) هنگام زلزله قرارمی گیرد.دراین روش بازتاب های دینامیکی سازه که تابعی از زمان است بوسیله انتگرال گیری عددی معادله حرکت سازه محاسبه می گردد. از این روش می توان برای تحلیل خطی الاستیک ویا تحلیل غیر خطی سازه ها استفاده نمود. مقایسه بین نتایج تحلیل الاستیک سازه با استفاده از طیف طرح استاندارد ویا طیف طرح ویژه ساختگاه باآنچه از تحلیل تاریخچه زمانی خطی بدست می آید الزامی بوده ودلائل اختلاف احتمالی بین آنها باید طی یک گزارش فنی جامع توجیه گردد.درهرحال مقادیر بازتاب ها باید از محدودیتهای مشابه بند 2 ـ 5 ـ 2 ـ 3 پیروی نمایند. نسبت میرائی درمحاسبات الاستیک خطی می تواند برابر 5 درصد ودر محاسبات غیر خطی با توجه به توصیه های تخصصی ومیزان غیر خطی بودن رفتار اجزای سازه منظور شود.

2 ـ 6 نیروی جانبی زلزله وارد بر اجزای ساختمان وقطعات الحاقی اجزاء ساختمان وقطعات الحاقی به ساختمان باید درمقابل نیروی جانبی که از رابطه (2 ـ 11) بدست می آید محاسبه شوند: (2 ـ 11) که درآن AوIبه ترتیب مقادیر مندرج دربندهای 2 ـ 4 ـ 2 و2 ـ 4 ـ 6 هستند که برای محاسبه کل ساختمان بکار برده شده اند. Wp وزن جز ساختمان یا قطعه الحاقی مورد نظر است.در مخازن وقفسه بندی انبارها و کتابخانه ها Wp علاوه بر بار مرده شامل وزن محتویات آنها درحالت کاملاَ پر می باشد. BP ضریبی است که مقدار آن در جدول شماره (4) داده شده است. جدول شماره (4): ضریب BP

اجزاء ساختمان یا قطعات الحاقی

جهت نیروی افقی BP
دیوارهای خارجی وداخلی ساختمان وتیغه های جداکننده درامتدادعمودبر سطح دیوار 7/0
جان پناهاودیوارهای طره ای درامتدادعمودبر سطح دیوار 00/2
اجزاء تزئینی وداخلی ویا قسمتهای الحاقی به ساختمان درهر امتداد 00/2
مخازن، برجها، دودکشها، وسائل وماشین آلات درصورتیکه متصل به ساختمان ویا جزئی ازآن باشند وسقفهای کاذب درهر امتداد 00/1
اتصالات عناصر سازه ای پیش ساخته درهر امتداد 00/1

تبصره 1 ـ برای قطعات الحاقی که با مصالح بنائب وملات ماسه سیمان ساخته شوند می توان مقاومت کششی مصالح وملات را حداکثر تا 15 درصد مقاومت فشاری آنها، مندرج در استاندارد شماره 519 ایران، درمحاسبات منظور نمود.

2 ـ 7 دیافراگم ها ونیروهای وارد بر آنها دیافراگم ها که معمولاَ کف های سازه ای تحمل کننده بارهای ثقلی درساختمان ها هستند، درهنگام زلزله وظیفه انتقال نیروهای ایجاد شده درکف هارا به عناصر قائم باربر جانبی به عهده دارند.این عناصر باید دربرابر تغییر شکل های افقی که درمیان صفحه آنها ایجاد می شود، مقاومت وسختی کافی را دارا باشند. نیروی افقی ایجاد شده دردیافراگم ها دربند 2 ـ 7 ـ 2 ارائه شده است. دیافراگم ها، ممکن است صلب ویا انعطاف پذیر باشند.تحلیل کلی سازه دربرابر نیروهای جانبی وتوزیع نیروی برشی بین عناصر سیستم مقاوم دربرابر نیروهای جانبی باید با توجه به این موضوع انجام گردد.درصورتیکه برای هرجهت افقی، تحت نیروهای وارد به دیافراگم هر طبقه که از بند 2 ـ 4 ـ 9 بدست آمده حداکثر تغییر شکل افقی دیافراگم نسبت به نقاط دیگر آن از نصف تغییر مکان نسبی طبقه کمتر باشد دیافراگم صلب ودرغیر اینصورت انعطاف پذیر محسوب می گردد. درهر حالت تغییر شکل افقی دیافراگم نباید از تغییر مکان جانبی مجاز اجزای قائم باربری که به آن متصل هستند بیشتر باشد. در پیوست شماره 6 درصورتیکه برای هرجهت افقی، تحت نیروهای وارد به دیافراگم هر طبقه که از بند 2 ـ 4 ـ 9 بدست آمده حداکثر تغییر شکل افقی دیافراگم نسبت به نقاط دیگر آن از نصف تغییر مکان نسبی طبقه کمتر باشد دیافراگم صلب ودرغیر اینصورت انعطاف پذیر محسوب می گردد. درهر حالت تغییر شکل افقی دیافراگم نباید از تغییر مکان جانبی مجاز اجزای قائم باربری که به آن متصل هستند بیشتر باشد. در پیوست شماره 6، تعریف، عملکرد،انواع دیافراگم ها و روش محاسبه تغییر مکان انها امده است.

2 ـ 7 ـ 1 مقاومت دیافراگم دیافراگم ها باید برای تلاش های برشی و لنگرهای خمشی ایجاد شده در میان صفحه خود زیر اثر بار جانبی طراحی شوند. کنترل مقاومت دیافراگم های بتن ارمه بر اساس ضوابط ایین نامه بتن ایران انجام می گردد. در صورت استفاده از مصالح دیگر، کنترل مقاومت انها باید بر اساس ضوابط ایین نامه های معتبر دیگر انجام شود.

2 ـ 7 ـ 2 نیروی افقی وارد به دیافراگم ها دیافراگم های کف ها و سقف باید برای نیروی بدست امده از رابطه (2 ـ 12) محاسبه شوند: در این رابطه: Fpi : نیروی جانبی وارد به دیافراگم درترازi W i: وزن دیافراگم واجزای متصل به آن درترازi (شامل قسمتهائی از بارزنده مطابق ضوابط بند 2 ـ 2) Fj Ft Wj : نیروهای وارده به طبقه ووزن طبقه مطابق تعاریف بند (2 ـ 4 ـ 9) دررابطه فوق حداقل Fpi برابر AI 35/0 بوده وحداکثر آن لازم نیست بیشتر از Wi AI 70/0 درنظر گرفته شود .درصورتیکه لازم باشد دیافراگم علاوه بر نیروهای زلزله طبقه، نیروهای جانبی اعضای قائمی را که درقسمت بالا وپائین دیافراگم بر روی یکدیگر واقع نشده اند، به یکدیگر منتقل نماید، مقدار این نیروها نیز باید به نیروی بدست آمده ار رابطه (2 ـ 12) اضافه شود.برای توضیحات بیشتر به پیوست 6 مراجعه شود.

2 ـ 8 سازه های غیر ساختمانی برای مخازن آب، سیلوها، دودکش ها وسایر سازه های مشابه غیر ساختمانی رعایت بندهای 2 ـ 8 ـ 1 و 2 ـ 8 ـ 2 الزامی است .

2 ـ 8 ـ 1 نیروی جانبی زلزله مؤثر به این گونه سازه ها درصورتی که مشمول بند 2 ـ 8 ـ 2 نباشند با استفاده از یکی از روشهای مندرج دربند (2 ـ 3) وبارعایت ضوابط زیر تعیین می گردد.

الف ـ زمان تناوب نوسان این سازه ها باید با استفاده از یکی از روشهای تحلیلی تعیین گردد.زمان تناوب اصلی نوسان پاندولهای وارونه، برجها ودودکش ها را می توان با استفاده از روابط مندرج درپیوست شماره (4) بدست آورد.

ب ـ چنانچه زمان تناوب اصلی نوسان این نوع سازه ها از 5/0 ثانیه تجاوز نماید اعمال روش تحلیل دینامیکی الزامی است.

پ ـ ضریب رفتار R برای این سازه ها طبق جدول شماره (5) تعیین می گردد.مقدار (ص 751) درهر حال نباید کمتر از 5/0 درنظر گرفته شود.

ت ـ سازه هائی که زمان تناوب اصلی نوسان آنها کمتر از 6% ثانیه است صلب تلقی شده ومقدار (ص 752) برای آنها 5/0 درنظر گرفته می شود.

ث ـ توزیع نیروی جانبی درارتفاع این سازه هابرحسب مورد بااستفاده از روش مندرج دربند 2 ـ 4 ـ 9 ویا 2 ـ 5 بعمل می آید.

ج ـ محدودیت تغییر مکان جانبی موضوع بند 2 ـ 4 ـ 13 درمورد این سازه ها اعمال نمی شود مگر آنکه خرابی سازه ویا عوامل غیر سازه ای آن تلفات جانی به همراه داشته ویا محدودیت های خاصی از نظر بهره برداری مورد نظر باشد.

2 ـ 8 ـ 2 برای تعیین نیروی جانبی زلزله مؤثر بر مخازن زمینی وزیر زمینی به ضوابط ومعیارهای نشریه شماره 123 سازمان برنامه وبودجه مراجعه شود.

ردیف نوع سازه R
1 سازه هائی که ر فتارشان مشابه پاندول وارونه است.مخازن هوایی که بر روی پایه های بادبند شده یا نشده قراردارند. 3
2 سیلوها، دودکشها، برجهای خنک کن وبطورکلی سازه هائی که دارای جرم گسترده بوده ورفتارشان مشابه ستون طره است. 5
3 قیفها وکندوهای متکی برروی پایه های بادبند شده یا نشده 4
4 برجها ودکلهای مشبک (آزاد یا مهارشده) 4
5 علائم، تابلوها، تأسیسات خاص تفریحی وبازی وبرجهای یادبود 5
6 سایر سازه ها 03ـ May

2 ـ 9 افزایش بار طراحی ستونها اگر چه استفاده از نوع سیستم های باربر جانبی مذکور دراین بند اصلاَ توصیه نمی شود، لیکن در مواردی که یک عضو باربر جانبی تا روی شالوده ادامه پیدا نمی کند، مانند دیوارهای برشی، ستون هایی که این عضو را تحمل می کنند باید مقاومتی حداقل برابر با بارهای بدست آمده از ترکیبات زیر، علاوه بر سایر ترکیبات بارراداشته باشند. درهر حال کل نیروی محوری این ستون ها لازم نیست از مجموع ظرفیت نهائی سایر اعضایی که به این ستون ها نیرو وارد می کند، بیشتر باشد. مقاومت عنوان شده دربالا برای ستون، مقاومت نهائی آن است .درستون هائی که طراحی آنها براساس تنش های مجاز صورت گرفته است، این مقاومت 7/1 برابر مقاومت مجاز ستون درنظر گرفته می شود.

2 ـ 10 افزایش بار طراحی اجزای سازه ای که جزئی از سیستم باربر جانبی نیستند برای ساختمانهای بلندتراز 5 طبقه تمام اجزای سازه ای که درسیستم مقاوم در برابر نیروهای جانبی شرکت نداشته لیکن از طریق دیافراگم های کف ها با سیستم باربر جانبی مرتبط هستند، باید برای اثرهای هم زمان بارهای قائم وقتی که عضو دارای تغییر مکان جانبی مساوی با تغییر مکان نسبی طبقه ضربدر R4/0 می باشد کنترل شود.دراین محاسبه لازم نیست که مطابق پاراگراف آخر بند 2 ـ 4 ـ 1 حداقل مقدار درهنگام برآورد نیروی برش پایه رعایت گردد.اثر P ـ ? نیز دراین محاسبات باید منظور گردد. درصورتی که درطراحی این اجزا از روش تنش های مجاز استفاده شده باشد، ظرفیت باربری نهائی آنها را می توان 7/1 برابر ظرفیت باربری مجاز آنها درنظر گرفت.

2 ـ 11 قطعات نما وسایر قطعات غیر سازه ای متصل به ساختمان 2 ـ 11 ـ 1 درساختمانهای با اهمیت زیاد وساختمانهای بلندتر از هشت طبقه درصورتی که دیوارهای جداکننده داخلی ویا دیوارهای نما جزء سیستم سازه ای باربر جانبی نباشند باید به طریقی به سازه متصل شوند که محدودیتی درحرکت سازه در امتداد صفحه دیوار ایجاد ننمایند.اتصالات دیوار به سازه باید توانایی انتقال نیروی زلزله ایجاد شده دراثر جرم دیوار را به سازه دارا باشند .این قبیل دیوارها بهتر است از جنس سبک وانعطاف پذیر انتخاب شوند.

11 ـ 2 درمورد ساختمانهای با اهمیت زیاد ویا ساختمانهای بلندتر از 8 طبقه ویا ساختمانهای پیش ساخته ویا بانمای شیشه ای باید این قطعات برای مقاومت دربرابر نیروی زلزله مطابق بند (2 ـ 6) طراحی گردیده وعلاوه برآن قادر باشند تغییر مکانهای ایجاد شده درطبقات سازه دراثر نیروهای جانبی ویا تغییرات دما رابدون ایجاد محدودیتی درحرکت سازه تحمل نمایند. این قطعات باید برروی اجزاء سازه ای متکی بوده ویا بااتصالات مکانیکی مطابق ضوابط زیر به این اجزا متصل گردند:

الف ـ اتصالات قطعات نظیر شیشه وقطعات پیش ساخته به سازه ویا درزبین قطعات باید به گونه ای باشند که بتوانند دوبرابر تغییر مکان نسبی طبقات مجاور قطعات دراثر باد، حاصلضرب R4/0 درتغییر مکان نسبی طبقات مجاور قطعات در اثر زلزله، ویا 5/1 سانتیمتر، هر کدام را که بزرگتر است، تأمین نمایند.

ب ـ اتصالات باید به گونه ای باشند که حرکت نسبی دو طبقه مجاور در امتداد صفحه قطعات رااز طریق اتصالات لغزشی با استفاده از پیچ وسوراخهای بادامی شکل، ویا اتصالاتی که حرکت نسبی طبقات را از طریق خم شدن قطعات فولادی، و یا هرگونه اتصال مشابه دیگری که لغزش ویا انعطاف پذیری مشابه فوق را بوجود بیاورد تأمین کنند.

پ ـ اتصالات باید دارای شکل پذیری وظرفیت چرخشی کافی بوده تااز شکست غیر شکل پذیرمهارها درمجاورت جوش ها جلوگیری شود.

ت ـ بدنه اتصال به سازه باید یرای 33/1 برابر نیروی زلزله مطابق بند (2 ـ 6) طراحی شود.

ث ـ تمام ادوات اتصال مانند پیچ ها، جوش ها وریشه های متصل کننده بدنه (عناصر) اتصال به سازه ویا قطعه غیر سازه ای باید برای 4 برابر نیروی زلزله مطابق بند (2 ـ 6) طراحی شوند.

ج ـ ریشه ها ومهارهائی که داخل بتن قرار می گیرند ترجیحاَ به میلگردهای داخل بتن متصل شده ویا دورآنها قلاب گردیده ویا به نحوی دربتن مهار گردند که قادر باشند نیروهای وارده را به میلگردهای داخل بتن منتقل نمایند.

2 ـ 11 ـ 3 برای ساختمانهای غیر از موارد ذکر شده دردوبند 2 ـ 11 ـ 1 و2 ـ 11 ـ 2 با هر تعداد طبقه رعایت ضوابط دیوارهای غیر سازه ای ونماسازی حداقل مطابق بندهای 7 و12 فصل سوم آیین نامه الزامی است.

2 ـ 12 کنترل سازه تحت بارزلزله سطح بهره برداری درساختمانهای با اهمیت زیاد ویا بلندتر از 50 متر یا بیش از 15 طبقه، سازه باید دربرابر اثر زلزله خفیف یا متوسطی که درطول مدت 50 سال ، عمر مفید سازه احتمال وقوع آنها بیشتر از 5/99درصد است قابلیت استفاده خود را حفظ نماید. زلزله فوق «زلزله سطح بهره برداری» نامیده می شودوحرکت زمین دراین زلزله مطابق بندهای 2 ـ 5 ـ 1 ـ ب و2 ـ 5 ـ 1 پ، همراه با منظور نمودن عدد ؟ بجای ؟ تعریف می گردد. نیروی برش پایه درزلزله سطح بهره برداری مطابق با رابطه (2 ـ 13) محاسبه می گردد: (2 ـ 13) ؟ که درآن: Vser: نیروی برشی زلزله سطح بهره برداری برای کل سازه درتراز پایه A،B،I،W مطابق تعاریف بند (2 ـ 4 ـ 1) می باشند. دراین زلزله تنش های ایجاد شده دراعضاء وتغییر مکان جانبی طبقات از حدودی که درزیر تعیین شده اند نباید تجاوز کند:

الف ـ درسازه های فولادی تنش ایجادشده دراعضاء زیر بر اثر بارهای سطح بهره برداری، بدون ضریب بار، از حد جاری شدن تجاوز نکند. همچنین کنترل اتصالات اجزای فولادی نیازی به منظور نمودن 25/1 برابر مقاومت اجزای فولادی (بند 7 ـ 1 ـ پ درپیوست 2) نمی باشد.

ب ـ درسازه های بتن آرمه اثرهای ناشی از ترکیب بارهای مختلف درشرایط بهره برداری، بدون ضریب بار، از مقاومت نهایی عضو تجاوز نکند.

پ ـ تغییر مکان نسبی طبقات ویا کل ساختمان به ترتیب از 005/0 ارتفاع طبقه ویا ارتفاع کل ساختمان تجاوز نکند.تبصره 1: درهر طبقه تنش در10 درصد ستونها و15 درصد تیرهای قابهای خمشی می تواند تا 25 درصد بیشتر از تنش حد جاری شدن افزایش یابد. تبصره 2: درصورتیکه نوع ونحوه بکارگیری مصالح وسیستم اتصال قطعات غیر سازه ای به گونه ای باشد که این قطعات بتوانند دربرابر تغییر مکانهای جانبی بیشتر وبدون خسارات عمده برجا بمانند، تغییر مکان نسبی طبقه یا کل ساختمان به ترتیب تا 008/0 ارتفاع طبقه ویا ارتفاع کل ساختمان نیز مجاز است.

13 ترکیب نیروی زلزله با سایر نیروها ـ تنش های طراحی درصورتیکه محاسبه سازه به روش تنش های مجاز انجام شود ضوابط استاندارد شماره 519 ایران ملاک عمل است ودرصورتیکه محاسبه سازه ها به روش مقاومت نهائی ویا درحالات حدی انجام پذیر ترکیب نیروهای زلزله باسایر نیروها باید با رعایت ضوابط آیین نامه بتن ایران برای سازه های بتن آرمه، ویابا رعایت آیین نامه مورد استفاده برای سازه های فولادی صورت گیرد. حدود مجاز تنش های تسلیم وگسیختگی مصالح نیز با توجه به ضوابط آیین نامه صراحی مصالح مورد استفاده تعیین می گردند. فصل سوم – ضوابط ساختمانهای با مصالح بنایی غیر مسلح

1 تعریف منظور از ساختمانهای با مصالح بنائی ، ساختمانهائی است که با آجر، بلوک سیمانی ویا با سنگ ساخته می شود ودرآنها تمام ویا قسمتی از بارهای قائم توسط دیوارهای با مصالح بنائی تحمل می گردد.بنابراین ساختمانی که درآن قسمتی از بارهای قائم توسط دیوارهای با مصالح بنائی وقسمتی دیگر توسط عناصر فلزی ویا بتن آرمه تحمل شوددرردیف ساختمانهای با مصالح بنائی محسوب می شودومقررات مندرج دراین فصل ویابند 1 ـ 2 ـ 3 آیین نامه باید درمورد اینگونه ساختمانهای مختلط نیز رعایت گردد.رعایت این فصل برای تمام مناطق با خطرهای نسبی مختلف الزامی است.

2 محدودیت ارتفاع ساختمان وطبقات آن

2 ـ 1 درساختمانهای با مصالح بنائی حداکثر تعداد طبقات بدون احتساب زیرزمین برابر 2 طبقه می باشد وهمچنین تراز روی بام نسبت به متوسط تراز زمین مجاز نباید از 8 متر تجاوز نماید.زیرزمین طبقه ای است که تراز روی سقف آن نسبت به متوسط تراز زمین مجاوراز5/1 متر بیشتر نباشد درغیر اینصورت این طبقه نیز بحساب تعداد طبقات ساختمان منظور می گردد.حداکثر تعداد طبقات زیرزمین یک طبقه خواهد بود.

2 ـ 2 حداکثر ارتفاع طبقه (از روی کلاف افقی زیرین تا زیر سقف) 4متر می باشد ودرصورت تجاوز ازاین حد، علاوه بر کلاف بندی مطابق بند 3 ـ 9 ـ 1 باید یک کلاف افقی اضافی درداخل دیوارهاودرارتفاع حداکثر 4 متر از روی کلاف زیرین تعبیه گردد.به این ترتیب می توان ارتفاع طبقه را حداکثر تا 6 متر افزایش داد. 3 ـ 2 ـ 3 برای دیوارهای با مصالح بنائی حداقل نسبت ضخامت به ارتفاع با استفاده از دستورالعمل های مناسب تعیین می شود ولی نباید از (ص 756) برای دیوارهای غیر سازه ای مهار نشده کمتر باشد.

3 پلان ساختمان

3 ـ 3 ـ 1 بطور کلی ساختمان باید واجد خصوصیات زیر باشد:الف ) طول ساختمان از سه برابر عرض آن تجاوز ننماید. ب) نسبت به هر دو محور اصلی قرینه ویا نزدیک به قرینه باشد. پ) پیش آمدگی ها وپس رفتگی های نامناسب نداشته باشد.

3 ـ 2 درصورت تجاوز نسبت طول به عرض ساختمان از 3 ویا نامتقارن بودن ساختمان ویا وجود پیش آمدگی هائی بیش از مقادیر مندرج دربند 3 ـ 3 ـ 3 ، باید با ایجاد درز انقطاع مطابق بند 1 ـ 4 ـ ت، ساختمان را به قطعات مناسب ترمانند شکل (2) تقسیم کرد بطوری که هر قطعه واجد شرایط مندرج در بند 3 ـ 3 ـ 1 باشد.ادامه درزهای جدائی درشالوده ساختمان الزامی نمی باشد. شکل (2) – تقسیم ساختمان به قطعات مناسب با ایجاد درز انقطاع

3 ـ 3 ـ 3 ابعاد پیش آمدگی درپلان ساختمان بدون تعبیه درز انقطاع محدود است به مقادیری که در شکل (3) مشخص شده است. الف) پیش آمدگی در امتداد طول ساختمان ب ) پیش آمدگی درامتداد عرض ساختمان شکل (3) – ابعاد پیش آمدگی درپلان ساختمان چنانچه درشکل (3 ـ الف) ، ویا درشکل (3 ـ ب) باشد، این قسمتها پیش آمدگی تلقی نمی شود ودراینصورت محدودیتی برای بعد دیگر وجود ندارد مشروط برآنکه پلان ساختمان بطور نامناسبی نامتقارن نگردد.

3 ـ 3 ـ 4 دیوارها باید حتی الامکان بطور منظم ومتقارن درپلان ساختمان قرار داده شوند تاباتحمل یکنواخت نیروی افقی زلزله پیچش درساختمان به حداقل برسد.

3 ـ 4 مقطع قائم ساختمان

3 ـ 4 ـ 1 بطورکلی ارجح است ساختمان فاقد پیش آمدگی درمقاطع قائم باشد ودرصورت ایجاد پیش آمدگی باید ضوابط ذیل رعایت گردد:الف) طول جلو آمده طره درمورد بالکن های سه طرف باز از 20/1 متر وبرای بالکن های دوطرف باز است 50/1 متر بیشتر نباشد وطره ها بخوبی درسقف طبقه مهار شوند. درصورتیکه طول جلو آمده طره از حدود مذکور درفوق تجاوز نماید طره باید دربرابر نیروی قائم زلزله مطابق بند 2 ـ 4 ـ 15 محاسبه گردد. ب) پیش آمدگی ساختمان درمقطع قائم بطوریکه طبقه بالا بصورت طره جلوتر از طبقه پائین باشد فقط با احراز شرایط زیر مجاز است. 1) طول جلو آمده طره از 00/1 متربیشتر نباشد. پشت بند باید به ضخامت حداقل معادل ضخامت دیوار وبطول حداقل بزرگترین دهانه طرفین پشت بند باشد : بجای پشت بند می توان عناصر قائم فولادی، بتن آرمه ویا چوبی درداخل تیغه دیواریا دیوار قرار دادودو سر عناصررا بطور مناسبی درکف وسقف طبقه مهار نمود. 2) سازه قسمت پیش آمده طوری طراحی شود که هیچیک از دیوارهای آن بار سقف و یا دیوارهای فوقانی را تحمل نکند. 3) دیوارهای قسمت پیش آمده بوسیله کلافهای قائم فولادی و یا بتن آرمه با اتصال مناسب و مطمئن نگهداشته شوند و دو سر کلافها در عناصر سازهای کف و سقف مهار شوند. کلافبندی باید بنحوی انجام گیرد که اولاً هر کلاف حداکثر 2 متر از دیوار را نگهدارد و ثانیاً دو طرف پنجرههای با عرض بیشتر از 2 متر نیز دارای کلاف باشد. حداقل مقطع و آرماتوربندی این کلافهای قائم مطابق کلافهای قائم ساختمان مندرج در بندهای 3ـ9ـ2ـ1 و 3ـ9ـ2ـ2 میباشد.

4ـ2ـ از احداث اختلاف سطح در یک طبقه ساختمان باید حتیالامکان پرهیز شود و در صورت وجود اختلاف سطح بیش از 60 سانتیمتر باید دیوارهای حدفاصل دو قسمتی که اختلاف سطح دارند با کلافبندی اضافی مناسب تقویت شوند و یا اینکه دو قسمت ساختمان بوسیله درز جدائی از یکدیگر جدا شوند.

4ـ3ـ شالودهها باید حتیالمقدور در یک سطح افقی ساخته شوند و در صورتی که بعلت شیب زمین یا علل دیگر احداث شالوده در یک تراز میسر نباشد باید هر قسمت آن در یک سطح افقی قرار داده شود و در هر حال باید از ایجاد شیب بیش از 15 درصد در پی خودداری گردد.

5ـ بازشوها (در ـ پنجره ـ گنجه)

5ـ1ـ در ساختمانهای با مصالح بنائی بطور کلی باید از احداث بازشوهای وسیع احتراز نمود و حتیالمقدور بازشوها را در قسمت مرکزی دیوارها قرارد داد.

5ـ2ـ رعایت محدودیتهای ذیل برای هر دیوار سازهای (مطابق تعریف در بند 3ـ6) الزامی است:الف) مجموع سطح بازشوها از 3/1 سطح آن دیوار بیشتر نباشد. ب) مجموع طول بازشوها از 2/1 طول دیوار بیشتر نباشد. پ) فاصله اولین بازشو از بر خارجی ساختمان (یا ابتدای طول دیوار) کمتر از 3/2 ارتفاع بازشو یا کمتر از 75 سانتیمتر نباشد مگر آنکه در طرفین بازشو کلاف قائم قرار داده شود. ت) فاصله افقی دو باز شو از 3/2 ارتفاع کوچکترین بازشوی طرفین خود کمتر نبوده و از 6/1 مجموع طول آن دو باز شو نیز کمتر نباشد در غیر اینصورت جرز بین دو باز شو جزئی از بازشو منظور میشود و نباید آن را بعنوان دیوار سازهای بحساب آورد و نعل درگاه روی بازشوها نیز باید بصورت یکسره با دهانهای برابر مجموع طول بازشوها به اضافه جرز بین آنها محاسبه گردد. ث) هیچیک از ابعاد بازشو از 5/2 متر بیشتر نباشد. در غیر اینصورت باید طرفین بازشو با تعبیه کلافهای قائم که به کلافهای افقی بالا و پائین آن طبقه متصل میشوند و همچنین با مهار نعل درگاه باز شو در کلافهای قائم طرفین تقویت نمود.

6ـ دیوارهای سازهای دیوارهای سازهای دیوراهائی است که برای تحمل بار قائم یا جانبی یا هر دو آنها در ساختمان درنظر گرفته میشود.

6ـ1ـ در هر یک از امتدادهای طولی و عرضی ساختمان مقدار دیوار نسبی در هر طبقه نباید از مقادیر مندرج در جدول شماره (6) کمتر باشد.مقدار دیوار نسبی هر طبقه در هر امتداد عبارتست از نسبت مساحت مقطع افقی دیوارهای سازهای موازی با امتداد موردنظر به مساحت زیربنای آن طبقه. برای تعیین مقدار دیوار نسبی فقط دیوارهای سازهای با حداقل ضخامت 20 سانتیمتر که دارای کلاف افقی در تراز سقف باشند به حساب میآیند. دیوارهای بالا و پائین بازشوها در محاسبه دیوار نسبی منظور نمیشوند. بعبارت دیگر برای تعیین مقدار دیوار نسبی مقطع افقی شکستهای که حداقل مساحت دیوار را بدست میدهد در نظر گرفته میشود. جدول شماره (6) ـ حداقل دیوار نسبی در هر امتداد ساختمان

نوع و تعداد طبقات ساختمان زیرزمین طبقه اول طبقه دوم
ساختمانهای آجری یک طبقه 6% 4% ــ
دوطبقه 8% 6% 4%
ساختمانهای با بلوک سیمانی یک طبقه 10% 6% ــ
دوطبقه 12% 10% 6%
ساختمانهای سنگی یک طبقه 8% 5% ــ
دوطبقه 10% 8% 5%

6ـ2ـ حداکثر طول مجاز دیوار سازهای بین دو پشت بند 30 برابر ضخامت آن میباشد مشروط بر آنکه از 8 متر تجاوز نکند. مقصود از پشتبند، دیواری است که در امتداد دیگری با دیوار سازهای تلاقی می نماید.دیواری بعنوان پشتبند تلقی میشود که ضخامت آن حداقل 20 سانتیمتر و طول آن با احتساب ضخامت دیوار سازهای حداقل برابر 6/1 بزرگترین دهانه طرفین پشتبند باشد. کلاف قائم نیز میتواند بعنوان پشتبند تلقی شود.

6ـ3ـ ارتفاع دیوارهای سازهای باید با مفاد بند 3ـ2 تطبیق نماید.

7ـ1ـ حداکثر طول مجاز دیوار غیر سازهای یا تیغه بین دو پشتبند عبارتست از 40 برابر ضخامت دیوار یا تیغه و یا 6 متر هر کدام کمتر باشد.

7 ـ 2 حداثرارتفاع مجاز دیوارهای غیر سازه ای وتیغه ها از تراز کف مجاز 5/3 متر می باشد.درصورت تجاوز از این حد باید با تعبیع کلافهای افقی وقائم بطور مناسبی به تقویت دیوار مبادرت گردد.

3 ـ 7 ـ 3 تیغه هایی که درتمام ارتفاع طبقه ادامه داردباید کاملاَ به زیر پوشش سقف مهار شونده یعنی رگ آخر تیغه با فشار وملات کافی درزیر سقف جای داده شود .لبه فوقانی تیغه هائی که درتمام ارتفاع طبقه ادامه ندارند باید با کلاف فولادی یا بتن آرمه ویا چوبی که به سازه ساختمان ویا کلافهای احاطه کننده تیغه متصل می باشد کلاف بندی شود.

7 ـ 4 لبه قائم تیغه ها نباید آزاد باشد.این لبه باید به یک تیغه دیگر ویا یک دیوار عمود بر آن، یکی از اجزای سازه ویا عنصر قائم (همانند یک ستونک) که به همین منظور از فولاد،بتن آرمه ویا چوب تعبیه می شود با اتصال کافی تکیه داشته باشد.ستونک می تواند از یک ناودانی نمره 6 (ویا پروفیل فولاد معادل آن)، ویا از بتن آرمه ویا چوب تشکیل شود.چنانچه طول تیغه پشت بند کمتر از 5/1 متر باشد لبه آن می تواند آزاد باشد.

3 ـ 7 ـ 5 درصورتیکه دیوار وتیغه متکی به آن بطور همزمان ویا بصورت لاریز ویا بصورت هشتگیر چیده شوند اتصال تیغه به دیوار کافی تلقی می گردد ولی چنانچه تیغه بعد از احداث دیوار وبدون اتصال به آن ساخته شود باید درمحل تقاطع بع نحو مناسبی به دیوار متصل ومحکم گردد.درغیر اینصورت لبه کناری تیغه ازاد تلقی شده وباید طبق بند 3 ـ 7 ـ 4 عنصر قائم این لبه تعبیه گردد.دوتیغه عمود بر هم باید با یکدیگر قفل وبس شوند.

3 ـ 8 جان پناهها ودودکشها ارتفاع جان پناه اطاف بامها وبالکنها از کف تمام شده، درصورتیکه ضخامت دیوار آن 10 ویا 20 سانتی متر باشد نباید بترتیب از 50 و90 سانتی متر تجاوز نماید.درصورت تجاوز ارتفاع از حدود فوق الذکر، جان پناه باید توسط عناصر قائم فولادی یا بتن آرمه نگهداری شده ودرکف بام یا بالکن گیردارشود.

3 ـ 8 ـ 2 دودکشها وبادگیرهای با مصالح بنائی واجزاء مشابه نباید بلند تر از 5/1 متر از کف بام باشند ودرصورتی که ارتفاع آنها از این مقدار تجاوز نماید باید به وسیله عناصر قائم فولادی یا بتن آرمه بنحو مناسبی تقویت ودر کف بام گیر دارشوند.

9 کلاف بندی

3 ـ 9 ـ 1 کلاف بندی افقی

9 ـ 1 ـ 1 درکلیه دیوارهای سازه ای تمام ساختمانهای با مصالح بنائی – اعم از یک طبقه یا دوطبقه واعم از آجری، بلوک سیمانی ویا سنگی – باید کلاف های افقی درتراز های زیر ساخته شوند: الف) درتراز زیر دیوارها. این کلاف باید با بتن آرمه ساخته شود بطوریکه عرض آن از عرض دیوار ویا 25 سانتیمتر وارتفاع آن از ⅔ عرض دیوار ویا 25 سانتی متر کمتر نباشد. ب) درزیر سقف . کلاف سقف چنانچه با بتن ارمه ساخته شود باید هم عرض دیوارها باشد مگر درمورد دیوارهای خارجی که به منظور نما سازی می توان عرض کلاف را حداکثر تا 12 سانتیمتر از عرض دیوار کمتر اختیار نمود ولی در هیچ حال عرض کلاف سقف نباید از 20 سانتیمتر کمتر باشد.ارتفاع کلاف نباید از 20 سانتی متر کمتر باشد. درسقف بجای کلاف بتن آرمه می توان از پروفیلهای فولادی معادل تیر آهن نمره 10 استفاده نمود مشروط برآنکه کلاف فولادی با سقف بخوبی متصل شده وهمچنین این کلاف ها بنحوی مناسب با کلاف قائم یا دیوار مثلاَ با لایه ضخیم ملات به دیوارها استوار گردد. چنانچه سقف از تاوه بتن درجات ریخته شده ساخته شود نیازی به کلاف افقی اضافی درتراز سقف وجود ندارد.

9 ـ 1 ـ 2 حداقل قطر میلگردهای طولی درکلاف های افقی بتن آرمه عبارتست از :10 میلیمتر برای میلگرد آجدار و12 میلیمتر برای میلگرد ساده . درصورت استفاده از میلگردهای ساده باید انتهای میلگردها رادرمحل وصله ها ودرمحل ختم میلگردها به قاب 180 درجه انتهائی ختم نمود . میلگردهای طولی باد حداقل 2 عدد بوده ودرگوشه ها قرار داده شوند. درصورتی که عرض کلاف از 35 سانتیمتر تجاوز نماید تعداد میلگردهای طولی باید به 6 عدد ویا بیشتر افزایش داده شود بطوری که فاصله هر دو میلگرد مجاوز از 25 سانتیمتر بیشتر نباشد . میلگردهای طولی باید با تنگهائی به قطر حداقل 6 میلیمتر به یکدیگر بسته شوند، حداکثر فاصله تنگها از یکدیگر عبارتست از ارتفاع کلاف ویا 25 سانتی متر؛ هر کدام کمتر باشد. پوشش بتن اطراف میلگردهای طولی نباید درمورد کلاف زیر دیوارها از 5 سانتیمتر ودرمورد کلاف سقف از 5/2 سانتی متر کمتر باشد.

9 ـ 1 ـ 3 درهر تراز، اضلاع مختلف کلاف باید به یکدیگر متصل شوند تا کلاف بندی یکپارچه وشبکه مانند بهم پیوسته ای تشکیل گردد.آرماتوربندی محل تلاقی اضلاع کلاف بخصوص درمورد کلاف سقف باید بنحوی انجام شود که اتصال کلاف ها به خوبی تأمین گردد. کلاف سقف نباید درهیج جا منقطع باشد.درصورتی که مجاری دودکش، تهویه، کانال کولر ونظایرآنها با کلاف سقف تلاقی نمایند باید آرماتورهای کلاف از 2 طرف این مجاری عبور نمایند.درضمن قطر یا عرض این مجاری نباید از نصف عرض کلاف بیشتر باشند.

3 ـ 9 ـ 1 ـ 4 درصورتیکه ساختمان با مصالح بنائی دارای ستونهای فولادی ویا بتن آرمه نیز باشد این ستونهاباید بنحوی مناسب دربالا به عناصر سقف ویا کلاف سقف ودرپایین به کلاف زیر دیوار متصل شوند.

3 ـ 9 ـ 2 کلاف بندی قائم

3 ـ 9 ـ 2 ـ 1 درکلیه ساختمانهایی با مصالح بنائی دو طبقه وهمچنین در ساختمانهای یک طبقه مطابق جدول 7 باید کلاف بندی قائم انجام شود. جدول (7) – ضرورت کلاف قائم درساختمانهای یک طبقه

گروه منطقه خطر نسبی زلزله
اهمیت ساختمان (براساس بند1ـ 4) کم متوسط زیاد
اهمیت زیاد دارد دارد دارد
اهمیت متوسط ندارد ندارد ندارد
اهمیت کم ندارد ندارد ندارد

دراین حالت کلاف های قائم باید درداخل دیوارها ودرگوشه های اصلی ساختمان وترجیحاَ درنقاط تقاطع دیوارها طوری تعبیه گردندکه فاصله محورتا محور آنها از 5 متر تجاوز نکند. هیچ یک از ابعاد مقطع کلاف قائم بتن آرمه نباید کمتر از 20 سانتی متر باشد بجای کلاف بتن آرمه می توان از تیر آهن نمره 10 ویا پروفیل فولادی با سطح مقطع معادل آن استفاده نمود ، مشروط بر آنکه اتصال کلاف فولادی با دیوار بوسیله میلگردهای افقی بخوبی تأمین شود.استفاده از تیر چوبی حداقل با مقطع 50 سانتی متر مربع به عنوان کلاف قائم ، برای ساختمانهای یک طبقه با اهمیت متوسط ویا کم ویا برای سیستمهای سقف چوبی قابل قبول (مطابق بند 3 ـ 11 ـ 1) مجاز است. از پروفیلهای دروپنجره نیز درصورتی که بله خوبی درکلاف افقی وسقف مهار شده باشند، بارعایت میزان فولاد معادل فوق الذکر، می توان به عنوان کلاف قائم استفاده کرد. توصیه اکید می گردد که اجرای کلاف های قائم بتن آرمه همزمان با چیدن دیوار سازه ای وبه صورت یکپارچه صورت گیرد ویا با تعبیه شاخکها ویا میلگردهای افقی اتصال بین دیوار وکلاف تأمین گردد.

3 ـ 9 ـ 2 ـ 2 حداقل قطر میلگردهای طولی درکلاف های قائم بتن آرمه عبارتست از 10 میلیمتر برای میلگرد آجدار و12 میلیمتر برای میلگرد ساده.میلگردهای طولی باید حداقل 4 عددباشند، درگوشه ها قرارداده شوند وانتهای آنها به نحو مناسب مهار شوند. میلگردهای طولی باید با تنگهائی به قطر حداقل 6 میلیمتر به یکدیگر بسته شوند. حداثر فاصله تنگها از یکدیگر عبارتست از 20 سانتیمتر.دراطراف میلگردهای طولی باید حداقل 5/2 سانتیمتر پوشش آزاد بتن وجود داشته باشد.

9 ـ 2 ـ 3 کلاف های قائم باید به نحوی مناسب درکلیه نقاط تقاطع به کلاف های افقی متصل شوند تا متفقاَ با کمک دیوارهای سازه ای یک سیستم سه بعدی مقاوم را تشکیل دهند.

3 ـ 9 ـ 2 ـ 4 بجای هر کلاف قائم به شرح مذکور دربند 3 ـ 9 ـ 2 ـ 1 می توان میلگردهایی را مطابق شکل (4) ومطابق با محل آن (گوشه یا وسط دیوار) درطول دیوار توزیع نمود مشروط براینکه:الف) برای اجرای دیوار از ملات ماسه سیمان استفاده شود. ب) فاصله هر دو میلگرد قائم از 60 سانتیمتر کمتر واز 120 سانتی متر بیشتر نباشد. پ) میلگردهای قائم درفاصله حداکثر 25 سانتی متر، با میلگردهای افقی به قطر حداقل 6 میلیمتر به یکدیگر بسته شوند. ت) اطراف میلگردها بصورت غوطه ای چیده شده وهرز ملات کاملاَ پر گردند. دور هر میلگرد قائم فضائی که کوچکترین بعد آن از 6 سانتیمتر کمتر نباشد ایجاد گردیده وضمن چیدن دیوار با ملات پر شود. ث) میلگردهای قائم درکلاف های افقی بالا وپائین مهار شوند.

9 ـ 3 ـ کلاف بندی دیوارهای مثلثی شکل درساختمانهائی که با خرپا وشیروانی پوشانده می شوند ارجح است روی دیوارهای انتهایی نیز خرپا نسب گردد.درغیر اینصورت قسمت مثلثی شکل این دیوارها باید با کلاف بندی بشرح زیر تقویت گردد:الف) درقائده قسمت مثلثی شکل دیوار انتهائی درمحاذات کلاف زیر تکیه گاه خرپاها کلاف افقی تعبیه شود واین کلاف ها به یکدیگر متصل شوند. ب) سطح فوقانی دیوار مثلثی شکل باکلاف پوشانده شود بطوریکه سطح بالای کلاف موازی صفحه پوشش وسطح زیرین آن پلکانی باشد. پ) بین دوکلاف پائین وبالای قسمت مثلثی شکل دیوار کلافهای قائم حداکثر به فاصله 5 متر تعبیه شوند وکلاف های قائم درکلاف های تحتانی وفوقانی مهار گردند. ت) ابعاد ومیلگردهای کلاف های مذکور دربندهای الف وب فوق تابع مقررات کلاف بندی افقی (بند 3 ـ 9 ـ 1) ودرمورد کلاف های مذکور دربند پ فوق تابع مقررات کلاف بندی قائم (بند 3 ـ 9 ـ 2) می باشند.

9 ـ 4 حداقل طول وصله میلگردهای طولی کلاف های بتن آرمه ویا طول مهاری شامل قابها برابر 40 سانتی متر می باشد.

10 اجرای دیوارهای سازه ای

3 ـ 10 – 1 درساختمان های با مصالح بنائی استفاده از ملات گل ویا گل آهگ مجاز نمی باشد.دیوارهای سنگی ودیوارهای بلوک سیمانی باید با ملات ماسه سیمان با عیار حداقل 200 کیلو گرم سیمان درمتر مکعب ملات ساخته شوند.دردیوارهای آجری می توان از ملات حرام زاده (باتارد) با 100 کیلو گرم سیمان و120کیلو گرم آهگ درمتر مکعب ملات نیز استفاده نمود.جان پناه بام وبالکن وقسمت طره ای از دودکشها باید منحصراَ با ملات ماسه سیمان با عیار حداقل 200 کیلو گرم سیمان درمتر مکعب ملات ساخته شوند.ملات مصرفی ماسه سیمان باید حداکثر ظرف مدت 1 ساعت پس از تهیه، مصرف شوند.

10 ـ 2 دیوارهائی که با سنگ مکعب مستطیل شکل یا آجر یا بلوک سیمانی ساخته می شوندباید طوری چیده شوند که بندهای قائم روی هم قرار نگیرند ودرزهای قائم که دراصطلاح«هرزملات» نامیده می شوند کاملا با ملات پر شوند.دردیوارهای با سنگ لاشه باید لاشه ها با قفل وبست پهلوی هم قرارداده شوندوبین سنگها کاملا با ملات پر گردد.

3 ـ 10 ـ 3 باید تمام دیوارهای سازه ای که بهم پیوسته هستند بخصوص درگوشه های ساختمان حتی المقدور بطور همزمان ودریک تراز چیده شده ودریک سطح بالا آورده شوند.درمواردی که اجرای همزمان دیوار چینی میسر نباشد می توان قسمتهائی را بصورت «لاریز» ساخته وقسمتهای بعدی را روی لاریز بنا نمود.درمورد دیوارهای سازه ای ، دندانه دارکردن دیوار به اصلاح «هشتگیر» که معمولا برای اتصال دیوارهای متقاطع ویا برلای ساختن دیوارهای طویل به کار می رود مجاز نمی باشد. هشتگیر را می توان منحصرا برای اتصال تیغه ها به کار گرفت مشروط بر آنکه درزهای بالا وپائین آجرچینی بعدی در محل هشتگیر کاملا با ملات پر شوند.

3 ـ 10 ـ 4 آجر، بلوک سیمانی، ویا سنگ مصرفی دردیوارها باید از جنس مرغوب ودارای قدرت باربری وهمچنین دوام مناسب باشند.آجر وبلوک سیمانی باید قبل از استفاده کاملا با آب سیراب شود. 3 ـ 11 سقفها

3 ـ 11 ـ 1 مصالح سقف سقف باید با مصالح مناسب وبنحوی ساخته شود که دربرابر نیروهای زلزله اولا از تکیه گاه خود جدا نشود وثانیا یکپارچگی واستحکام خود راحفظ نماید. بکاربردن چوب بعنوان عنصر باربر سقف درصورتی مجاز می باشد که پوشش سقف از نوع سبک نظیر تخته، ورق آهن، صفحات موجدارفلزی ویا آزبست سیمانی باشد ودراینصورت برای کلاف بندی سقف نیز می توان از چوب استفاده نمود احداث سقف چوبی با پوشش حصیر ونی وگل وشفته آهگ اطلاق خشتی مجاز نمی باشد.

11 ـ 2 اتصال سقف وتکیه گاه عناصر سقف ( تیر وتیرچه اعم از فولادی یا بتنی وچوبی) ویا دال بتنی باید در تکیه گاه بنحو مطمئنی به عناصر زیرسری (تیرهای حمال، کلاف بندی افقی، ستونها) متصل شوند تا نیروهای زلزله بدون جابجا نمودن سقف به عماصر قائم انتقال یابند.به این منظور رعایت ضوابط زیر الزامی است: الف) درمورد سقف متکی بر تیر حمال عناصر اصلی سقف به تیرهای حمال متصل شوند وتیرهای حمال نیز به کلاف روی دیوار مهار گردند. ب) درمورد سقف با تکیه گاه روی دیوار چنانچه سقف از نوع طاق ضربی باشد تیر آهن سقف باید یا درداخل کلاف بتن آرمه مهار شوند ویا به صفحات فلزی که روی کلاف افقی بتن آرمه قرار داشته ودرداخل کلاف مهار شده اندمتصل گردند ویا به کلاف فلزی بنحوی مناسب بسته شوند. طول تکیه گاه تیرآهن های سقف طاق ضربی نباید ارارتفاع تیر ویا از 20 سانتیمتر کمتر باشد.چنانچه سقف دال بتنی پیش ساخته باشدارجح است دال پیش ساخته درکلاف افقی بتن آرمه مهار شود واز قراردادن دال پیش ساخته بر روی کلاف احتراز گرددمگر آنکه بتوان آن را بنحوی مناسب به کلاف روی دیوار مهار نمود. سقف های مرکب از تیرچه وبلوک نیز باید بخوبی به کلاف افقی مهار گردند وبتن ریزی تیرچه ها وکلاف همزمان انجام شود.سقف بتن ارمه درجاریخته شده نیز باید دارای تکیه گاهی حداقل معادل ضخامت دیوار منهای 12 سانتیمتر باشد مشروط بر انکه این طول هیچگاه از 15 سانتیمتر کمتر نگردد. پ)عناصر سازه ای راه پله نیز باید در پاگرد هایی که همسطح ساختمان هستند در کلاف بندی افقی سقف مهار شوند.

11 ـ 3 انسجام سقف برای حفظ انسجام و یکپارچه عمل نمودن سقف باید نکات زیر رعایت شوند:

11 ـ 3 – 1در سقف طاق ضربیالف)تیر اهن ها به وسیله میگرد و یا تسمه فولادی به صورت ضربدری به یکدیگربسته شوند بطوریکه اولا طول مستطیل ضربدری شده بیش از 5/1 برابر عرض آن نباشدوثانیاَ مساحت تحت پوشش هر ضربدری از 25 متر مربع تجاوز ننماید. ب ) تکیه گاه مناسبی برای پاطاق آخرین دهانه طاق ضربی تعبیه گردد.این تکیه گاه می تواند یا با قراردادن یک پروفیل فولادی واتصال آن با کلاف زیر خود ویا با جاسازی درکلاف بتنی تأمین شود.چنانچه این تکیه گاه فولادی باشد باید با میلگردها ویا تسمه های کاملا کشیده ومستقیم دردو انتهای تیر وهمچنین در فواصل کمتر از 2 متر به آخرین تیر آهن سقف متصل گردد. پ) حداقل سطح مقطع میلگرد ویا تسمه که برای مهار بندی ضربدری تیرآهن های سقف و یا استوار کردن آخرین دهانه بکار می رود میلگرد 14 میلیمتری ویا تسمه معادل آن می باشد.

3 ـ 11 ـ 3 ـ 2 درسقف تیرچه بلوکالف ) بتن پوشش روی بلوکها حداقل دارای 5 سانتیمتر ضخامت باشد ومقدار میلگرد درجهت عمود برتیرچه ها از 1 سانتیمتر مربع درهر متر کمتر نبوده ومیلگردها طوری قرار داده شود که فاصله آنها از یکدیگر از 30 سانتیمتر تجاوز ننماید. ب) درصورت تجاوز دهانه تیرچه ها از 4 متر تیرچه ها به وسیله کلاف عرضی که عرض مقطع آن حداقل 10 سانتیمتر باشد بهم متصل شوند.این کلاف باید دارای حداقل 2 میلگرد آجدار سراسری به قطر 10 میلیمتر یکی دربالا ویکی درپائین مقطع کلاف باشد.

11 ـ 3 ـ 3 درخرپاهاالف ) با تعبیه بادبندیهای قائم وافقی مناسب بین خرپاها انسجام سقف تأمین شود . ب) اضلاع مختلف خرپای چوبی درنقاط اتصال به یکدیگر بوسیله پیچ ومهره ویا اسکوپ های فولادی کاملا بهم محکم شوند (میخ نمودن ساده این اضلاع به یکدیگر کافی نمی باشد) . پ) درسقف های مسطح شیب دار چنانچه سقف به صورت خرپا نباشد عناصر مناسبی برای مقابله با رانش سقف تعبیه شوند.

3 ـ 11 ـ 4 سقف کاذب سقف کاذی باید حتی المقدور با مصالح سبک ساخته شود وقاب بندی آن بنحوی مناسب به اسکلت ویا کلاف بندی ساختمان متصل گردد تا ضربه تکانهای ناشی از زلزله موجب خرابی دیوارهای مجاور نشود.

3 ـ 11 ـ 5 سقف های قوسی کاربرد سقف های قوسی مشروط به رعایت موارد زیر است: الف) تدابیر لازم برای به حداقل رساندن رانش وهمچنین تحمل آن به عمل آید ودیوارها بخوبی مهار شوند. ب) کلاف سراسری در محاذات پاطاق پیش بینی شود وطاق قوسی به نحوی مناسب بر روی آن قرار گیرد.درطاق های استوانه ای دوضلع کلاف پاطاق بوسیله کشهای فولادی که قبلا درداخل کلاف مهار شده اند به یکدیگر متصل گردند بطوری که فاصله کشها از 5/1 متر بیشتر وسطح مقطع کش از سه سانتیمتر مربع کمتر نباشد.

3 ـ 12 نماسازی

12 ـ 1 درنما سازی باآجر ارجح است آجر نما به طور همزمان باآجر پشتکار چیده شود وباید ضخامت این دو نوع آجر یکسان ویا تقریباَ یکسان باشند تا هر دو در هر رج روی یک لایه ملات چیده شوند .درصورتی که آجر نما پس از احداث دیوار پشتکار چیده شود باید با مهار کردن مفتولهای فلزی درداخل ملات پشتکار وقرار دادن سر آزاد این مفتولها در ملات آجر نما، این دو قسمت آجر کاری به هم متصل گردند.فاصله این مفتولها درهر یک ار جهات افقی وقائم نباید از 50 سانتیمتر بیشتر اختیار شود.

3 ـ 12 ـ 2 نما سازی با سنگ غیر پلاک که قطعات سنگ به صورت افقی رویهم چیده می شوند تابع مقررات نماسازی با آجر مطابق بند 3 ـ 12 ـ 1 می باشد.درصورتی که سنگها به صورت پلاک قائم نصب شوند باید با تعبیه اسکوپ ویا مهار مناسب دیگری از جدا شدن وفروریختن آنها درموقع بروز زلزله جلوگیری شود.

FavoriteLoadingاضافه کردن به لیست علاقه مندی ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

« »

Scroll to top